و تمكين « 1 » استقرار باشد ( ت ) در مقام وصول به مقصود و مادام « 2 » كه ( الف برگ 39 الف ) در سير « 3 » است صاحب تلوين بود « 4 » و چون به مقصود رسد « 5 » صاحب تمكين گردد ، فلاجرم تلوين صفت ارباب احوال باشد و تمكين صفت ارباب حقايق .
و آنچه مشهود گردد در خيال مقيد « 6 » كه عبارت است از نصيب دماغى « 7 » كه از عالم ملكوت در هركس باشد و اكثرش محتاج بود به تعبير ( ب ) « 8 » جمله مشهود چنان كه خواب ملك مصر « 9 » .
قال اللّه تبارك « 10 » و تعالى :
« إِنِّي أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ ( 4 - 11 ) ( 12 : 43 ) « 11 » »
و « 12 » يا به تعبير بعضى مشهود چنان كه خواب يوسف « 13 » صلوات اللّه عليه .
قال اللّه تعالى :
« إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ « 14 » » ( 7 - 18 ) ( 12 : 4 )
پس يازده ستاره مأوّل بود به يازده برادر و ماه و آفتاب به مادر و پدر و سجده محتاج به تأويل نبود .
هامش
( 1 ) تمكين : تمكين عبارت است از اقامت محققان اندر محل كمال و درجت اعلى ، پس اهل مقامات را از مقامات گذر ممكن بود و از تمكين گذر محال از آنچ اين درجت مبتديان است و آن قرارگاه منتهيان .
هجويرى ، كشف المحجوب ، ص 485 . و تمكين عبارت است از دوام كشف حقيقت به سبب استقرار قلب در محل قرب . محمود كاشانى ، مصباح الهداية ، ص 110 . و نيز رك به : محمّد على تهانوى :
كتاب كشاف اصطلاحات الفنون ، ج 2 ، ص 1352 .
( 2 ) گ : مادامى ، ت : برگ 32 ب .
( 3 ) ل : ستر .
( 4 ) آ : ندارد .
( 5 ) گ : برسد .
( 6 ) ن : مقيده .
( 7 ) گ : دماغ .
( 8 ) ب : برگ 36 الف .
( 9 ) و گفتهاند ملك ايدر اظفير است عزيز مصر و قومى گفتند كه ملك مصر است الرّيان بن وليد كه عزيز گماشته و كارگزار و خازن وى بود . ( خواجه عبد اللّه : كشف الاسرار و عدة الابرار ، ج 5 ، ص 75 ) .
( 10 ) ب ، ت ، ل ، ن ، گ : ندارد .
( 11 ) قرآن مجيد : 12 ( سوره يوسف ) : 44 ( و گفت پادشاه ) بهدرستى كه من مىبينم در خواب هفت گاو فربه مىخورند آنها را هفت گاو لاغر ( كشف الآيات ) .
( 12 ) ل ، ن : ندارد .
( 13 ) گ : يوسف پيغمبر .
( 14 ) قرآن مجيد 12 ( سوره يوسف ) : 4 هنگامى كه گفت يوسف مر پدر خود را اى پدر من . به درستى كه من ديدم در خواب يازده ستاره و آفتاب را و ماه را ديدمشان مرا سجدهكنندگان ( كشف الآيات ) .