6 - عشق زرى است كه از كان كن فيكون بيرون آمده است -
7 - هر قصه كه داستان عشق نيست آن را بدست نبايد گرفت -
8 - مملكت دل بىپادشاه عشق مهمل و معطل است -
9 - اسرار عشق جز دل عاشق نداند و رموز درد جز دل دردمند درك نكند -
10 - زهى كمال محبت و غايت عشق كه در نايافت چندين مىتوان يافت -
11 - شين بواسطهء عشق در زليخا آويخت و سين در مكر زد و به يعقوب پيوست -
12 - دين عشاق را بقاى كه هست بعنايت دوست است -
در آخر مىتوان گفت مخ المعانى حسن دهلوى تفسير دقيق و لطيف عشق معنوى و يك مينياتور بسيار زيبا و قشنگ و رنگارنگى مىباشد كه پهنائى و عمق و گيرائى و لطافت ادبيات عرفانى را در ريزهكارىها و ظريفكارىهاى خود جلوه مىدهد -
رساله مخ المعانى ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: امير حسن علاء سجزى دهلوى
ص٥٤