را جمع مىكند و سپاهى از آن براى تاخت هوش و عقل عاشق مىسازد - سپاهى كه مملكت دل عاشق را زير فرمان شاهنشاه خود قرار مىدهد و او را از خود بىخود مىكند ، و اين شاهنشاه كه عين و شين و قاف هر سه جداجدا سپاه وى را تشكيل مىكنند ، عشق است :
خ خ عشق ملكى است و لشكر او به سه فوج افتاده :
عين و شين و قاف - ترك او عين است - عيّارى كه بر قلب هركه زند اثرى از آن قالب باقى نگذارد - و شين امير ميانهء اوست ، شه زورى كه به شوكت شهامت او شيران شرزه را صد نوع روباهبازى دهد - قاف ساقهء آن لشكر است و قهرمانى قلاع و قامع - مبادا كه اين لشكر در بلاد سلامت گذر كند كه گرد فنا از عالم بقا برآرد - خ خ
چنان كه قبلا گفته شد ، رساله خ مخ المعانى مشتمل بر 36 صفحه است كه بيست و چهار صفحه ، درباره خ خ عين عشق است و بقيه دربارهء شين و قاف - در آخر رساله يك
رساله مخ المعانى ( فارسى ) — صفحة 51
مساهمون: امير حسن علاء سجزى دهلوى
ص٥١