- صلعم - از اين دو واسطه در يك حديث ، چنين خبر فرمود كه : « إنّ روح القدس نفث في روعى ، لن تموت نفس حتّى تستكمل رزقها . »
و قوله : « بالتّأييد » هم متعلّق است به « ان يخصّنى » و « باء » بمعنى « مع » باشد ، يعنى : « مع التّأييد الاعتصامى » . يا : از براى ملابست باشد ؛ يعنى : آن القاء سبّوحى ملتبس باشد به تأييد اعتصامى ؛ كه آن « حفظ حقّ » است ، بنده را به اسم العاصم و الحفيظ . و هركس كه اين عصمت ، مؤيّد او شد ، راه راست يافت كه :
« وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
« 32 » و بدان كه : القائات در خواطر و قلوب بر دو قسم است : رحمانى و شيطانى ، و هر يك از آن ، بر دو قسم باشد : بهواسطه ، و بىواسطه .
امّا رحمانى بىواسطه آن است كه گفتيم كه از وجه خاصّ حاصل گردد ، هر موجودى را ، از آن راه ، كه ميان بنده و حقّ است ، كه هيچ « 33 » در ميان نگنجد ؛ و عرفا آن را « طريق سرّ » خوانند ؛ و مصطفى - صلعم - از اين راه چنين عبارت فرمود كه :
« لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرّب و لا نبىّ مرسل »
و مرتضى - كرّم اللّه وجهه - ما را از آن راه چنين آگاه گردانيد كه : « حدّثنى قلبى عن ربّى . »
و امّا رحمانى بهواسطه ، آن است كه گفتيم : از حق - تعالى - فايض گردد ، اوّلا - به عقل اوّل ؛ و از عقل اوّل به ارواح قدسيّه ؛ و از ايشان به نفوس حيوانى منطبعه .
و امّا القائات شيطانى نيز بر دو قسم است : بىواسطه و بهواسطه .
امّا ، بىواسطه . آن است كه از اسم « المضلّ » رسد .
هامش
( 32 ) - ق ( س 3 - 101 ) و من .
( 33 ) - ن : كه غير ( ش ) .