از عوارض ذاتي محسوب مىشود مثل عروض ناطق نسبت به حيوان نه آنكه معروض و موضوع بواسطهء جهات ديگر ، غير از عروض عرض متعيّن بنوع خاص شود و بعد صلاحيت عروض در آن حاصل گردد مثل آنكه حقيقت وجود بواسطهء تجليّات ذاتيّه و تنزّلات خاصّه ، بوجود طبيعي متعيّن و متميّز مىشود و حركت به آن عارض مىگردد و نفس طبيعت وجود بدون قبول تنزلات معروض حركت واقع نمىشود چه آنكه از لوازم مادة و جسم مادي است نه مطلق جسم « 1 » .
غفلت از اين أصل مهم سبب شده است كه جماعت متأخرين در مقام بيان ملاك عرض ذاتي و تعريف أمور عامه دوچار زلات و مبتلا بهفوات گردند .
قولهم : موضوع كلى علم ما يبحث فيه عن عوارضه الذاتيّة . . . بحث از عوارض ذاتي چيزى غير از اثبات عوارض ذاتي و حمل اين عوارض بر موضوع نيست ( عوارض ) جمع ( عارضه ) و عارض همان امر خارج از شئ و محمول بر شئ است و عارض نيز بر چند قسم است .
لام موجود در ( لذاته ) لام تعليل نيست بنابراين لام ( صله ) است .
1 - عارض لذات الموضوع بلا واسطه . 2 - با واسطه ، واسطه يا جزء موضوع است . 3 - يا خارج از آن . 4 - أعم يا . 5 - أخص ( مساوى ) يا .
6 - مباين . برخى عارض بواسطهء امر مباين را انكار نمودهاند .
هامش
( 1 ) - براي آنكه در اجسام برزخي و اخروى حركت و سيلان و تقضّى و تصرّم واقع نمىشود و مادة و استعداد منشأ حركت و تكامل است .