درين وقفنامه بر عمارت روضهء مقدّسهء مطهّرهء جدّ خود شيخ شيوخ العالم شيخ سيف الحقّ و الدّين . .
كه مذكورست در عمارت خانقاه كه مسكن فقرا و مجاوران اين روضهء مقدّسهء مطهّره است . . .
و شرط فرمود اين واقف مذكور مدّ اللّه تعالى عمره كه ازين مواضع كه وقفيّت وى بيان كرده شده است درين وقفنامه آنچ حاصل آيد بعد از حصص مزارعان همه را جمع آرند در انبارهاى خانقاه . . . بعد از آن ابتدا كند متولّى اين موضع موقوفه به مشورت و صوابديد خادمان و ساكنان اين خانقاه به خرجى كه سبب بقا و عمارت اين موقوفه باشد ، باز بعد از آن به ترميم اين روضهء مقدّسهء مطهّره و خانقاه كه متّصل اين روضه است . . . و باز به عمارت منازل نزول مسافران و اصطبل معهود مخصوص دواب ايشان ، و باز به عمارت و ترميم گرمابه . . . بعد ازين انواع عمارات كه بيان كرديم آنچ باقى ماند انواع فروش مناسب كه ما يحتاج روضه و خانقاه و جماعتخانه و خلوتخانههاى مجرّدان و مسافران باشد از قالى و نمد و بوريا و گليم بخرند و آماده و مهيّا دارند ، و باز آلات و استعداد ( ؟ ) و ادوات مطبخ خانقاه كه دربايست وقت باشد بسازند مثل ديگهاى رويين و سنگين بزرگ و خرد و طبق مسين و سفالين و هاون و خارغانها « 1 » و پاتيله و انواع كاسهها و سبوى و كوزهء مسين و سفالين و اصلاح آلات كهنه و شكسته و عمارت مطبخ چنان كه دربايست و مناسب وقت باشد بكنند ، و ديگر بعد از آن آنچ در سراجى خانهء خانقاه به كار آيد مرتّب گردانند مثل قناديل حلبى و سرشمعهاى رويين و برنجين و مشاعيل آهنين و چراغدانها و چراغوارهء سفالين . . . و هم به جهت روضهء مطهّرهء شيخ العالم را رضوان اللّه عليه شمع موم آماده گردانند . . . ، و بعد ازين مصالح ضرورى كه بيان كرديم بايد كه هر روز در مطبخ خانقاه نان و آش بپزند در هفتهاى يك روز بىگوشت پزند و شش روز با گوشت پزند . . . ، و ديگر بايد كه در هر ماهى ساكنان هر و خانقاه و مسافران و مجاوران فقرا و خادمان را كه به مصالح خانقاه قيام نمايند قدرى صابون بدهند تا جامها را بشويند . . . « 2 »
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ، در لغت ناظم الاطباء به همين وجه ضبط شده است ، در تركى « قازقان » تلفظ مىشود .
( 2 ) - و شرائط ديگر از اين قبيل كه در متن وقفنامه بايد خواند و به علت تفصيل از نقل بيش ازين خوددارى مىشود .