بستاند .
پنجاه و يكم - آنچه از ميان دندان بيرون آيد ، نخورد و به رويمال خود بگيرد .
پنجاه و دويم - بعد از خلال دست بشويد .
پنجاه و سيم - در وقت دست شستن و طعام خوردن آستينها برزند .
پنجاه و چهارم - طشت بنهد 29 در پيش سيد قوم ، و آفتابه بر دست چپ گيرد و غساله بر كف دست راست نهد و آهسته آهسته آب ريزد . اگر غساله صابون باشد و بر دست خادم خواهد نهادن ، آن را با آب پاك بشويد .
پنجاه و پنجم - در وقت دست شستن تكلف بسيار نكند چون طهارت 30 حاصل آمد ، ترك كند .
پنجاه و ششم - چون آب از دهن در طشت خواهد ريختن 31 ، مستور از چشم ياران ريزد . يعنى هر دو دست در پيش دارد .
پنجاه و هفتم - از دست آب ، نرم رها كند ، نه چنان كه از طشت بيرون جهد ، و جامهها مستعمل كند .
پنجاه و هشتم - دست به رويمال خود پاك كند و اگر خادم به دوش اشارت كند ، بستاند و به دو پاك كند .
پنجاه و نهم - جهت خادم دعا كند و بگويد : طهرك الله من الذنوب و العيوب .
شصتم - خادم لب سفره گرفته ، آهسته پيش صاحب او برد .
شصت و يكم - خادم سفره و طشت بر دست راست گرداند و سقا نيز بر دست گرداند .
شصت و دويم - كوزه بر كف دست راست نهد و دست چپ بر پس پشت نهد و انگشت مهين پاى راست را بر سر انگشت مهين پاى چپ نهد تا به ركوع مشتبه نشود .
شصت و سيم - سقا آب بيارد و ابتدا به سيد قوم كند .
شصت و چهارم - از پيش آنكه وى را آب خواهد داد سخت نزديك
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 11
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص١١