نشسته يا به پاى 26 چپ نشسته و پاى راست را برآورده ، خورد .
سى و پنجم - در وقت طعام خوردن از خاريدن بينى و انگشتان پاى و دست دورى كند 27 .
سى و ششم - خادم را لقمهء چرب و شيرين دهد .
سى و هفتم - در ميان خوردن ، انگشت نليسد و در آخر بليسد و به دستارخوان پاك كند .
سى و هشتم - بايد كه گوشت را به دست پاره كند .
سى و نهم - نگاه دارد آنچه مىخورد ، بر فرش نريزد .
چهلم - تا ياران مىخورند او نيز دست مىجنباند .
چهل و يكم - در ميان طعام خوردن آب نخورد ، و اگر ضرورت باشد به انگشتى كه به طعام آلوده نباشد ، ستاند و خورد .
چهل و دويم - انگشت را از پى لقمه در دهان نبرد .
چهل و سيم - خمرهء خانقاه باشد كه بازمانده ، مرغوب نخواهد بود ، كاسه را پاك بليسد . اگر طعامهايى است كه ديگران را آرزوست ، چندانى بگذارد كه ايشان نيز از آن بياسايند .
چهل و چهارم - اول و آخر ابتدا به نمك كند .
چهل و پنجم - اگر چيزى از طعام بر سفره ريخته باشد به كرباس پارهاى آن را پاك كند .
چهل و ششم - چون سفره برخواهد گرفت ، اول نان خردهها را جمع كند ، بعد از آن سفره درنوردد .
چهل و هفتم - چون سفره برداشت ، سيد قوم دعا بگويد و اگر سيد قوم حاضر نباشد ، خادم بگويد : اللهم اغفر لصاحب هذا الطعام و لاكله و لمن سعى فيه و لجميع المؤمنين و المؤمنات ، الحمد لله اولا و آخرا .
چهل و هشتم - خلال بدهد .
چهل و نهم - ستاننده بگويد : بشرك الله بالجنة .
پنجاهم - دهنده خلال به ميان انگشت بگيرد 28 و گيرنده همچنان
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 10
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص١٠