[ پرسش اول ]
. I
( 1 ) السؤال . « 2 » بسم اللّه الرحمن الرحيم . من عبد السلام بن سهلان الهنكى - ادام اللّه بركته - الى شيخ الزمان و قطب الآفاق ، امام المتّقين و مقتدى السالكين ، نور الملّة و الحقّ و الدين ، شمس الاسلام و المسلمين ، غياث الملوك و السلاطين - ادام اللّه معاليه - فى السؤال عن بعض وقائعه :
( 2 ) نموده است كه اين ضعيف ، چون از خدمت مفارقت كرد ، بذكر مشغول مىبود . در بيدارى در اثناى ذكر نورى مثل نور « 7 » آفتاب ديدم .
( 3 ) ديگر ، وقتى در سماع صيحهء آه از اين ضعيف برمىآيد و زيادت مىشود تا اين غايت [ كه ] هيچ نقصان نمىپذيرد .
( 4 ) ديگر پرسيد كه گاهگاه بخواب مىبينم در دايرهء قلب چيزها نبشته ؛ و در بيدارى ديدم بنور سپيد به خط خوب نبشته اين شكل : « ملك » .
( 5 ) ديگر ، در خلوت ديدم در وقت ضحى وجهى از نور ظاهر شد ، چنان كه در آينه ظاهر مىشود . اندكى دايرهء قلب ظاهر بود ، باقى همه وجه بود . بعد از آن ناپديد شد . تا اندك زمانى بگذشت ، در بيدارى ديدم كه دايرهء بزرگتر از قرص آفتاب مثل آفتاب با وجهى از نور ظاهر شد . آن اوّل خوبتر بود ، اندكى با نور سرخ مىزد ، و آن دوم سپيد و صافى بود . در چشم آن اوّل اندكى بيضهء چشم ديدم ، باقى سياه بود ؛
هامش
( 2 ) - السؤال : السؤال عن شرح بعض الوقائع المذكورة فى الفصل التاسعL( براى اطلاعات بيشترى راجع بعنوان نامه و اسم صاحب واقعه به مقدمه ملاحظه فرمائيد )
- -
( 7 ) - نور :
قرصL( تصحيح از فصل 16 جواب اسفراينى ) .