بىياد تو در ملك جهانم خوش نيست * جز ياد تو با وصل تو يارم كه كند « 1 »
و فريادكنان سر بر سر آستان اشتياق يار مىكوبد ، تا ناگاه جذبهء از جذبات حضرت الوهيّت درآيد و بنده را به يك طرفة العين از مقام بعد بمقام قرب رساند . و « جذبة من جذبات الحقّ توازى عمل الثقلين » بدين معنى باشد ، يعنى به عمل ثقلين بدين مقام نتوان رسيد . آنگاه عاشق بمعشوق رسيده اين بيت مىگويد بيت :
باد آمد و بوى زلف جانان آورد * و آن عشق كهنناشدهء ما نو كرد « 6 »
بيت :
اى باد تو بوى آشنائى دارى * زنهار به گردِ هيچ بيگانه مگرد « 8 »
و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين !
الفصل الثالث فى سلوك الصوفية و قواعد مذهبهم
( 13 ) آمديم بآداب پرورش صوفيان و سير و سلوك ايشان و قانون مذهب ايشان ، كه بر چه نسق و نهج باشد ، و يا خود اسم صوفى بر ايشان حمل كردن و ايشان را صوفى گفتن مشتقّ از كجاست ، و تقرب و تكريم و تفضيل ايشان به حضرت ، عزّ اسمه ، از كجا افتاده است ، و يا سيمرغ روح ايشان از كدام آشيان پريده است .
( 14 ) بدانكه آداب و روش « 15 » ايشان بنا بر قانون متابعت « 15 » شريعت باشد و گزاردن نوافل ، تا بدان سبب به خلعت محبّت الوهيّت و مرتبت خاصّان حضرت نبوّت پيوندند و مستحقّ اين تشريف و تكريم گردند كه مصطفى ، عليه السلام ، مىفرمايد ، حكاية عن اللّه ، سبحانه و تعالى : « لا يزال العبد يتقرّب إلىّ بالنوافل حتّى أحبّه ، فاذا أحببته كنت له سمعا و بصرا و لسانا و يدا ، فبى يسمع و بى يبصر و بى ينطق و بى يبطش » ؛ و نمازها باوّل وقت به جماعت بگزارند ، كه « أوّل الوقت رضوان اللّه » .
( 15 ) امّا سير و سلوك ايشان مبنى بر جادّهء طريقت مصطفوى باشد ، و طريقت سرّ شريعت است ، تا بمتابعت شريعت ظاهر نفس خود را در صلاح و سداد مىدارند ،
هامش
( 1 ) ( 21 ، 1 ) - رباعى
- -
( 6 ) - بحر رباعى
- -
( 8 ) - بحر رباعى
- -
( 15 ) - و روشL: شايد « پرورش » صواب باشد - - متابعت : + وL