معرب كلمهء جوال فارسيست كه جمع آن جوالق بفتح جيم و كسر لام و يا جواليق آمده است .
در نسبت اشخاص هم جوالقى آمده و هم جواليقى و هر دو را سمعانى در كتاب الانساب « 1 » ضبط كرده و چند تن را نام برده است .
پس دليلى نيست كه ضبط تاريخ گزيده را درست ندانيم و در نسبت او به جوالقى شك كنيم .
4 ) اينكه در تاريخ گزيده نوشته شده « از ديه كونجان بولايت اعلم همدان » اعلم نام ناحيهء بزرگى در ميان همدان و زنجان بوده است كه ايرانيان به آن « المر » مىگفتند و مركز آن درگزين بوده است . در همهء نسخهاى مقدمهء ديوان مولد وى را روستاى « كمجان » گفتهاند و خود نيز در اشعار خود دو بار نام اين آبادى را به همين صورت آورده و قطعا در وزن شعر « كونجان » با واو مشبع درست نمىآيد مگر آنكه پنداريم نام اين آبادى بضم كاف بوده است و برخى بىواو و برخى با واو مىنوشتهاند و شايد در اصل « كومجان » بوده باشد كه كاتب بدين گونه تحريف كرده و « كونجان » نوشته است .
5 ) تاريخ رحلت وى را حمد اللّه مستوفى در 686 آورده و در بسيارى جاهاى ديگر 688 نوشتهاند و حتى در مقدمهء ديوان هشتم ذيقعدهء 688 تصريح كردهاند . چون درين مقدمه روز و ماه نيز آمده پيداست كه از مأخذ معتبرى گرفته شده و اين گفته حتما بر گفتهء حمد اللّه مستوفى رجحان دارد .
پس شيخ فخر الدين ابراهيم بن بزرگمهر بن عبد الغفار جوالقى همدانى متخلص به عراقى در دهى بنام كمجان در بيرون شهر همدان بجهان آمده و در شهر دمشق چنان كه پس ازين خواهد آمد در 8 ذيقعدهء 688 درگذشته است . اينكه مؤلف « قصر عارفان » چنان كه پس ازين خواهد آمد نام وى را « محمد ابراهيم » ضبط كرده
هامش
( 1 ) چاپ اوقاف گيب ورق 139 آ و ب