زايد و آن چنان كه عراقى خود انديشيده و خود نوشته است انتشار دادم .
با همهء جستجويى كه در پى نسخهاى معتبر و كامل ديوان عراقى كردهام چنان مىنمايد كه اين نسخها هنوز نواقصى دارند زيرا كه گاهى در تذكرهها به اشعارى از عراقى برمىخوردم كه در نسخهاى خطى و چاپى كه بدانها رجوع كردم نبود .
از آن جمله اين بيت كه در شمع انجمن آمده و پيداست كه مطلع غزليست :
اميد بلبل بيدل ز گل وفاداريست * ولى وفا نكند شاهدى كه بازاريست
در نظم گزيده اين دو بيت در پى يكديگر آمده كه تنها بيت دوم آن در ص 149 هست :
به يك نظر ز جمال تو ديده خرسندست * به يك كرشمهء ناز تو آرزومندست
ز من مبر كه رك جان من بريده شود * بيا كه با تو مرا صد هزار پيوندست
در هفت اقليم نيز اين رباعى هست كه در متن ما نيست :
يا رب تو مرا به خود توانگر گردان * وز هر چه جز از تست دلم برگردان
آميخته شد مس دغل با نقدم * آخر نظرى ، مس مرا زر گردان
و اين رباعى :
ميخانه و مسجد همه از اسبابست * هر كس كه برين بماند او در خوابست
آنجا كه بينند خدا را پاكان * نه مسجد و ميخانه ولى محرابست
اين چهار بيت نيز در سفينهاى بنام او آمده است :
همه شب بر آستانت شده كار من گدايى * به خدا ، كه اين گدايى ندهم بپادشايى
ز فراق چون ننالم ز دل شكسته چون نى ؟ * كه بسوخت بند بندم ز حرارت جدايى
نه بسر و تكيه كردم ، نه به سايهء صنوبر * به تو تكيه كردم ، اى شه ، كه تو سايهء خدايى
مه من ، هنوز طفلى ، به جفا مباش مايل * كه طبيعت تو عادت نكند به بىوفايى
در رياض الشعراء گذشته ازين دو بيت :
چون چتر سنجرى رخ بختم سياه باد * با فقر اگر بود هوس ملك سنجرم
تا يافت جان من خبر از ملك نيمشب * صد ملك نيمروز به يك جو نمىخرم