تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الحقايق ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
است نه به ماده و نبات كه نبات است به صورت نباتى نبات است نه به ماده و معدن كه معدن است به صورت معدنى معدن است نه به ماده و در عناصر و افلاك همچنين ميدان و اهل حكمت را تا بدينجا كه گفته شد اتفاقست و هر كه سخن اهل حكمت را نه به اين طريق فهم كرده باشد معلوم نكرده است .

فصل

بدانكه بعضى از اهل حكمت مىگويند كه افلاك عبارت از سه چيزست يكى صورت و يكى ماده و يكى نفس زيرا كه هر جسمى كه باشد هرآينه او را چهار علت باشد يكى علت فاعلى دوم علت مادى سيم علت صورى چهارم علت غائى . مر فلك را علت فاعلى عقلست و علت مادى ماده فلكست و علت صورى صورت فلكست و علت غائى آنچه غرض و مقصود از فلكست و نفس محرك فلك است زيرا كه عقل مجرد است از ماده و از تعلق به ماده پس آنچه متعلق است بجسم تعلق التدبير و التصرف نفس است پس هر فلكى را صورت و ماده و نفس باشد و اگر كسى سؤال كند كه اين كثرت از كجا صادر شد هر كسى جوابى گفته‌اند اما جواب شافى نگفته‌اند و در عقل دهم كه عقل فعالست و علت صور مختلف و عنصر است اگر كسى سؤال كند كه كثرت از كجا صادر شد جواب شافى نگفته‌اند . اگر كسى سؤال كند كه از عقل دهم چرا عقلى و فلكى صادر نشده . ( كذا فى المتن ) « 1 »

فصل

بدانكه بعضى از اهل حكمت گفته‌اند كه عقل و نفس و صورت يك جوهرست اما اين يك جوهر را باعتبارات و اضافات باسامى بسيار ذكر كرده‌اند باعتبار آنكه داناست بذات و داناكننده عقل گفتند و باعتبار آنكه زنده است بذات و زنده‌كننده است نفس گفتند و باعتبار آنكه امتياز چيزها از يكديگر بوى است صورت گفتند و مانند اين . پس بر اين قول در فلك كثرت نباشد
هامش
( 1 ) - هم جواب شافى نگفته‌اند
كشف الحقايق ( فارسى ) — صفحة 47 | عزيز الدين النسفي / احمد مهدوى دامغانى