زانكِ حشر حاسدان روز گزند * بىگمان بر صورت گرگان كنند
حشر پُرحرصِ خسِ مُردارخوار * صورت خُوكى بود روز شمار
زانيان را گندِ اندام نهان * خَمرخواران را بود گندِ دَهان
گندِ مخفى كان به دلها مىرسيد * گشت اندر حشر محسوس و پديد
تو گناهى كردهاى شكلى دگر * دانه كِشتى ، دانه كى ماند به بَر
هيچ ماند آب آن فرزند را ؟ * هيچ ماند نيشكر مر قند را ؟
حُكم ان خو راست كان غالبتر است * چونكه زر بيش از مس آيد آن زر است
سيرتى كان بر وجودت غالبست * هم بر آن تصوير حشرت واجبست
چون سجودى يا ركوعى مَرو كِشت * شد در آن عالم سجود او بهشت
آب صبرت آب جوى خُلد شد * جوى شير خلد مهرِ تُست و وُدّ
چون ز دستت زخم بر مظلوم رُست * آن درختى گشت از آن زقُّوم رُست
چون ز زخم آتش تو در دلها زدى * مايه نارِ جهنّم آمدى
آن سخنهاى چو مار و كژدمت * مار و كژدم گردد و گيرد دمت
خشمِ تو خشم سَعير دوزخت * همين بكُش اين دوزخت را كاين فخ است
اى دريده پوستين يوسفان * گرگ برخيزى از اين خواب گران
( از دفاتر دوم و سوم و چهارم مثنوى شريف )
[ 16 ] و ر ك : المعتمد ، ص 237 ، به بعد ، و تذكره انطاكى ، ج 1 ، ص 193 ، و صيدنهء بيرونى ، رديف ، 542 و مفردات ابن البيطار ، ج 2 ، ص 17 .
17 در پشت اولين صفحهء نهج المسترشدين علامه حلّى ( رض ) كه سابقا در تمليك اين حقير بود . اين دو بيت بدون نام گوينده درج شده بود و چون تاريخ تحرير آن مخطوطه نهصد و اندى بود طبعا سراينده آن پيش از قرن دهم مىزيسته است و اينك آن دو بيت :
بيت و ثوب و قوت يوم * يكفى لمن فى غد يموت
و ربّما مات نصف يوم * و النّصف من قوته يفوت
و نيز « رادويانى » در ذكر نمونههاى ترجمه اين حديث شريف سه بيت بدين شرح آورده است :
هر كه را بهره كرد ايزدِ فرد * دانش و امن و تندرستى و خَورد
زين جهان بهرهء تمامى يافت * گُو به گِرد دگر فضول نگرد
كآرزو را كرانه نيست پديد * آز را خاك سير داند كرد
( كه البته مصرع اخير ، ترجمهء آخرين جمله حديث شريف ديگرى است كه « و لا يملأ جوف ابن آدم الّا التّراب . . . . » )