آتشِ بيم دل و جان سوزد * شمع اميد ، روان افروزد
( هفت اورنگ : سبحة الابرار ص 524 )
[ 14 ] برخى از شاعران به اين آيه شريفه هم در مقام وصف مدح و هم در مقام تغزّل استشهاد كرده و تمثّل جستهاند ولى على الاطلاق هيچيك از آنان از اين آيه بهتر و شيواتر از حضرت فردوسى قدّس الله روحه القدّوسى بهره نگرفته است و موضوع سخن و مورد استشهادش اشرف و اعلاى از موضوع و مورد حضرت فردوسى نبوده است فردوسى در مقدمه شاهنامه در مقام بيان اعتقاد به تشيّع خود تمسّك و استظهار به ذيل كرم حضرت ختمى مرتبت و حضرت شاه مردان صلوات إله و سلامه عليهما چنين مىفرمايد :
منم بندهء اهل بيت نبى ( ص ) * ستايندهء خاكِ پاى وصّى
ابا ديگران مر مرا كار نيست * جز اين مر مرا راهِ گفتار نيست
حكيم اين جهان را چو دريا نهاد * برانگيخته موج از تُندباد
چو هفتاد كشتى بَرو ساخته * همه بادبانها برافراخته
يكى پهن كشتى بسان عروس * بياراسته همچون چشم خروس
محمد ( ص ) به دو اندرون با على ( ع ) * همان اهل بيت نبىّ و وصّى
خردمند كز دُور دريا بديد * كرانه نه پيدا و بُن ناپديد
بدانست كو موج خواهد زدن * كس از غرق بيرون نخواهد شدن
به دل گفت اگر با نبىّ ( ص ) و وصى ( ع ) * شوم غرقه دارم دو يار وفّى
همانا كه باشد مرا دستگير * خداوند تاج و لوا و سرير
خداوند جُوى مى و انگبين * همان چشمه شير و ماء مَعين
اگر چشم دارى به ديگر سراى * به نزد نبىّ و وصّى گير جاى
گرت زين بَد آيد گناه منست * چنين است آئين و راه منست
بر اين زادم و هم بر اين بگذرم * چنان دان كه خاكِ پى حيدرم
( شاهنامه ، چاپ مول ، ص 8 )
سلام بر فردوسى بزرگوار .
شاعرى نيز در مقام تغزل گفته است
فداى آن لب نوشين كه چون چَشَم ز مىاش * روم به جنّت موعود و نهرِ باده و شير
حضرت مولاناى روم نيز در مسئلهء خلق اعمال و تجسم اوصاف بشرى به صور گوناگون در روز حشر اشاراتى به جوى آب و شير بهشت مىفرمايد ( به شرحى كه مذكور خواهد شد ) .
مولوى قدّس الله سرّه درباره « خلق اعمال در روز حشر » مىفرمايد :