صاحب حبيب السير درباره اين ماه گويد :
« . . . . و آن كمسعادت در سحر و شعبده آنقدر مهارت داشت كه مدت دو ماه هر شب از چاه نخشب مانند ماه صورتى مدور و منور بيرون مىآورد كه دو فرسخ در دو فرسخ پرتو مىانداخت . . . . » ( ج 2 ص 220 )
ابى العلاء معرى در قصيدهاى بمطلع :
تحية كسرى فى الثناء و تبع * لربعك لا ارضى تحية اربع
به اين ماه اشاره كرده و گفته است :
أفق انما البدر المقنع راسه * ضلال وغى مثل بدر المقنع
و شارح سقط الزند ( شرح تنوير ) دراينباره گويد :
« . . . او ( يعنى مقنع ) چاهى وسيع و عميق در يكى از كوهستانهاى آن ناحيت بكند و جيوه فراوانى بر روى آب ريخت و ماهى را كه در آسمان نمودار مىساخت پرتو همين آب جيوهناك بود . » ( ج 2 ص 135 ) عثمان مختارى مىگويد :
نه گردون بود هر كه او چون مقنع * به نيرنگ ماهى ز چاهى برآرد
و اما وجه ملقب شدن او به « مقنع » ازآنروست كه چون مردى يكچشم و زشتروى و كوتاه بالا بود هموارى روى خويش را به روى بندى زرين يا ابريشمين از مردم نهان مىداشت .
براى اطلاع تفصيلى از احوال و سرگذشت و علت و نحوه قيام او رجوع فرمايند بكتاب ( ماه نخشب ) اثر استاد سعيد نفيسى و براى وقوف اجمالى بر سرگذشت او مراجعه فرمايند به - آثار الباقيه بيرونى ص 211
ابن خلكان ج 1 ص 219 تاريخ طبرى و تاريخ ابن اثير و شذرات الذهب / وقايع سالهاى ( 160 / 161 / 162 / 163 هجرى )
الفرق بين الفرق التبصير اسفراينى حبيب السير .
و بالاخره به « تاريخ ادبى ايران » مرحوم « ادوارد برون » جلد اول ترجمه آقاى على پاشا صالح صفحات ( 461 ) الى ( 479 ) كه بنحو مشبع و ممتع درباره « مقنع » و عقيده و پيروان و آثار او بحث شده است .
صفحه ( 172 ) - بدانكه اهل شريعت مىگويند كه چون روح انسان از قالب مفارقت كند ارواح مؤمنان را بمقام سعدا برند و ارواح كافران بمقام اشقياء - عنوان « سعيد » و « شقى » براى نيكان و بدان كه اينهمه در احاديث و كتب عرفان و اخلاق و كلام به كار مىرود ظاهرا ماخوذ است از اين آيات مباركات :