عليهم السلام مىدانند و مفسران عامه مراد از آن را جمله امت مىشمارند و حتى برخى از آنان قدم فراتر نهاده و باستناد حديثى كه « ترمذى » نقل كرده است و در آن فرموده است كه : هؤلاء كلهم بمنزلة واحدة و كلهم فى الجنة فرقى ميان اين سه گروه نمىشناسد . ( صحيح ترمذى ج 5 ص 213 )
ابو الفتوح رازى در تفسير خود چنين مىآورد :
« . . . در خبر است كه جماعتى از اهل عراق به نزديك امام زين العابدين على بن الحسين عليه السلام آمدند و گفتند ما آمدهايم تا ترا پرسيم آيتى از آيات قرآن گفت آن كدامست گفتند :
« ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا »
اين جمله امت است ؟ گفت نه اگر چنين بودى جمله امت اهل بهشت بودندى آيت در ماست اهل البيت اين سه بار باز گفت . يكى گفت يا بن رسول الله پس ظالم كيست از شما ؟ گفت آنكه حسنات و سيئاتش راست بود « 1 » و او به بهشت باشد .
گفت مقتصد كه باشد ؟ گفت آنكه در خانه بنشيند و خداى را پرستد تا مرگ به او آمدن و سابق آنست كه به تيغ بيرون آيد و با سبيل خدا دعوت كند و از امام جعفر صادق عليه الصلاة و السلام پرسيدند گفت آيت در اولاد امير المؤمنين على صلوات الله و سلامه عليهم آمد : سابق ائمهاند و مقتصد آنان كه از ايشان فروترند و ظالم آنان كه گناهكارند از ايشان . و از امام جن و انس على بن موسى الرضا عليه التحية و الثناء در مجلس مأمون از اين آيت پرسيد در مرو كه آيه عام است در جمله امت يا خاص در عترت ؟ گفت بل خاص است در عترت . » ( تفسير ابو الفتوح چاپ مرحوم علامه قزوينى « وزارت فرهنگ » ج 4 ص 390 ) و موافق آنچه كه ابو الفتوح آورده است روايات متعددى در « معانى الاخبار » ابى جعفر صدوق ( قده ) نقل شده است ( ص 104 / 105 ) .
اما دامنه تأويلات متصوفه درباره اين سه دسته ( ظالم / مقتصد / سابق بالخيرات ) از تأويلات مفسران عامه و خاصه وسيعتر و هم لطيفتر است .
( رجوع فرمايند به تفسير كشف الاسرار ميبدى ج 8 )
صفحه ( 120 ) - و چشمهاى خود را به ( كحل جواهر ) و « شياف روشنائى » علاج كنيم :
همچنانكه در متن تذكر داده شده است ظاهرا كلمه روشنائى تصحيفى است از « روشنايا » كه ذيلا شرح آن خواهد آمد :
كحل جواهر يا جواهر سرمه نوعى سرمه است كه از تركيب چند ماده حاصل مىشود . صاحب تحفة زير عنوان « كحل الجواهر » گويد :
« . . . از اختراع متأخرين است و جهت تقويت باصره و رفع غشاوه و تقويت طبقات عين و اجفان و دمعه و جرب و سبل رقيق و انتشار نافع و حافظ
هامش
( 1 ) راست بود يعنى مساوى و برابر بود .