آدم ثم مسح ظهره بيمينه فاستخرج منه ذرية فقال خلقت هؤلاء للجنة و به عمل اهل الجنة يعملون . ثم مسح ظهره فاستخرج منه ذرية فقال خلقت هؤلاء للنار و به عمل اهل النار يعملون . فقال رجل ففيم العمل يا رسول الله فقال رسول الله ( ص ) ان الله اذا خلق العبد للجنة استعمله به عمل اهل الجنة حتى يموت على عمل من اعمال اهل الجنة فيدخله به الجنة و اذا خلق العبد للنار استعمله به عمل اهل النار حتى يموت على عمل من اعمال اهل النار فيدخله به النار . ( مشكاة المصابيح ج 1 ص 36 بنقل از ترمذى - و چندين روايت ديگر كه لفظا و معنى قريب به همين روايت است در همان كتاب صفحات 37 و 38 ) .
سعدى نيز كه اشعرى ثابت العقيدة و متخرج از نظاميه بغداد و متأثر از مبانى اعتقادى معلمين آن مدرسه كه دربست در اختيار اشاعره قرار داشت مىباشد براساس معتقدات خويش راجع به سعادت و شقاوت و قابليت و تأثير تربيت عقائدى شبيه آنچه « نسفى » در اين فصل گفته است بيان مىدارد فى المثل :
پرتو نيكان نگيرد هر كه بنيادش بد است * تربيت نااهل را چو گردكان بر گنبد است
* * *
چون بود اصل گوهرى قابل * تربيت را در او اثر باشد
هيچ صيقل نكو نداند كرد * آهنى را كه بد گهر باشد
* * *
سگ به دريا هفتگانه مشوى * كه چو تر شد پليدتر باشد
خر عيسى گرش به مكه برند * چون بيايد هنوز خر باشد
* * *
عاقبت گرگزاده گرگ شود * گرچه با آدمى بزرگ شود
* * *
ابر اگر آب زندگى بارد * هرگز از شاخ بيد بر نخورى
با فرومايه روزگار مبر * كز نى بوريا شكر نخورى
( گلستان سعدى ) و رجوع فرمايند به ( كيمياى سعادت ) ص 430 ببعد و تفصيل چهارگانهء كه « غزالى » دراينباره قائل شده است .
صفحه ( 117 ) - و ديگر مىفرمايد :
« فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ »
قسمتى است از آيه مباركه 32 از سوره فاطر و تمام آن چنينست :
« ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ
» كه نزد شيعه اين آيه از متشابهات است ( ابن شهرآشوب ج 2 ص 50 )
و مفسران شيعه مراد از
« الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا »
را ائمه معصومين