است و چون حق را از باطل جدا كنند هرچه پوشيده بود آشكارا شود يوم تبلى - السرائر است و چون بعضى را به بهشت فرستند و بعضى را به دوزخ يوم الدين است .
اين بود تمامى سخن اهل شريعت در بيان شب قدر و روز قيامت .
فصل در سخن اهل حكمت در بيان شب قدر و روز قيامت
بدانكه به نزديك اهل حكمت مبدا عبارت از شب قدر است و معاد عبارت از روز قيامت از جهت آنكه مبدا نسبت به شب دارد و معاد نسبت بروز زيرا كه حقيقت شب آنست كه چيزها در وى پوشيده باشد و در روز آشكارا شود و همه كس را بر آن اطلاع افتد .
چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدانكه هر چيز كه بود و هست و خواهد بود جمله بتقدير ازليست و چيزى كه در علم حضرت بارىتعالى مفروض و مقدور نبوده باشد محالست كه بوجود آيد و فطرة اول عبارت از آن مفروضات و مقدورات است كه در آن تبديل نيست اينست :
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ
« 1 »
چون معلوم كردى كه جمله مقدورات ( كذا ) اول در فطرت اولى « 2 » بوده ( كذا - شايد : كه در فطرت اولى بوده ) است عبارت از مبدا است و كس را بر آن اطلاع نبود مبدا را نسبت به شب قدر كردند و بدين اعتبار كه تقديرات در وى بود شب قدر گفتند و چون در معاد جمله پوشيدگيها ظاهر خواهد شد و همه كس را بدان اطلاع خواهد بود بدين اعتبار معاد را نسبت بروز كردند و چون در آن روز جمله از گور قالب برمىخيزند و از خواب غفلت بيدار مىشوند بدين اعتبار روز قيامت گفتند .
هامش
( 1 ) - روم 30
( 2 ) - مقدورات او در فطرت