سيم تجرد و انقطاع از دنيا و از لذات و شهوات بدنى چهارم رغبت و اشتياق به آخرت و بادراك لذات روحانى هر كه اين چهار چيز حاصل كرد بكمال خود رسيد .
و علوم حقيقى چهار چيز است يكى معرفت نفس دوم معرفت پروردگار سيم معرفت دنيا چهارم معرفت آخرت .
فصل
بدانكه اهل تناسخ فرق بسيارند و در مسخ هر يك قولى دارند اما در نسخ جمله را اتفاقست كه نسخ عبارت از آنست كه چيزى صورتى رها كند و صورت ديگر بهتر از صورت اول بگيرد يا مثل صورت اول الآية :
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها
« 1 » يعنى جمله را در اين اتفاقست كه چون نفس جزوى به اين عالم آمد اول صورت عنصرى گرفت و باز صورت عنصرى رها كرد و صورت نباتى گرفت و باز صورت نباتى رها كرد و صورت حيوانى گرفت و باز صورت حيوانى رها كرد و صورت انسانى گرفت و باز صورت انسانى رها كرد و صورت ملكى گرفت و نسخ عبارت از اينست .
اما مسخ عبارت از آنست كه چيزى صورتى رها كند و صورتى ديگر فرود صورت اول بگيرد يعنى صورت انسانى رها كند و صورت حيوانى بگيرد و صورت حيوانى رها كند و صورت نباتى گيرد و صورت نباتى رها كند و صورت معدنى يا عنصرى گيرد و مسخ در مقابله نسخ است .
فصل « 2 »
چون اين مقدمات معلوم كردى بدانكه بعضى از اهل تناسخ مىگويند كه نفس جزوى بمراتب برمىآيد و صورت انسانى چون گرفت باز از اين صورت امكان ندارد كه بازگردد و صورت فرود انسانى گيرد از جهت آنكه بدار آخرت و روز قيامت رسيد و هر كرا كه بدار آخرت و روز قيامت رسيد امكان بازگشت نيست پس اگر در اين قالب انسانى كمال خود حاصل كرد بعد از مفارقت بعالم خود
هامش
( 1 ) - بقره 106
( 2 ) - در نسخه آستانه اين فصل عنوان مستقل ندارد و مطالب آن دنباله همان فصل پيش است