علوم رسيدهاند اينها خاص الخاص خلقند . و بعضى متوسطاند ميان هر دو و اينها خاص خلقند . و چون ادراك سبب لذات خلقست پس ادراك هر كه قوىتر و معلوم و مدرك هر كه شريفتر بود او هرآينه قوىتر و كاملتر باشد . و اين راحت و لذات پيش از مرگ و بعد از مرگ باشد اما پيش از مرگ دافع و مانع راحت و مزاحم و مشغولكننده نفس با وى همراهست و بعد از مرگ اينها نباشد لاجرم لذت و راحتى پيش از مرگ را هيچ نسبت نباشد به لذت و راحت بعد از مرگ پس بهشتى كه موعود است بعد از مرگ متقيان را خداوند تعالى مىفرمايد تا از اين مثل آن بهشت را معلوم كنى :
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى
« 1 »
بدانكه آب سبب حياتست و منفعت او عامست مر جمله را در جميع اوقات و مثل اين جويهاى آب در بهشت جويهاى حياتست كه عامست مر عموم اهل بهشت را و عموم اهل بهشت از اين جويها برخوردار باشند اما اين جويها را لذتى نباشد .
و شير سبب تربيت است در مبادى و طفوليت و شير خاصتر از آبست از جهت آنكه اگرچه منفعت او عام است مر همه را اما در بعضى اوقات و مثل اين جويهاى شير در بهشت جوىهاى علوم عوام است كه مبادى و ظواهر علومست و لذات عوام در بهشت از اين جويها باشد .
و عسل سبب شفاست از بيمارى و رنج و عسل خاصتر از شير است از جهت آنكه منفعت او خاص است در حق بعضى و مثل اين جويهاى عسل در بهشت جويهاى علوم خاص است و لذات خواص در بهشت از اين جويها باشد .
و خمر سبب ازالت خوف و حزنست و خمر خاصتر از عسلست از آنكه خمر بر جمله اهل دنيا حرامست و نجس و بر اهل بهشت حلال است و طهور و مثل اين جويهاى خمر در بهشت علوم خاص الخاص است و لذات خاص الخاص در بهشت از اين جويها باشد . اما خمر دنيا لذيذ و غير لذيذ باشد و خمر بهشت جز
هامش
( 1 ) - محمد 15 - 16