كل كه عقل و نفس فلكالافلاكست بهشت خاص است و در اين بهشت خاص بندگان خاص باشند اينست معنى :
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
« 1 » . و آن از فلك اول تا « 2 » فلك الافلاك درجات بهشت است .
باب
بدانكه هيچكس نباشد كه او را گذر بر دوزخ نباشد اما سبب ماندن در دوزخ مناسبت است با اهل دوزخ و سبب نجات از دوزخ و رسيدن به بهشت مناسبتست با اهل بهشت اينست معنى :
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا . ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا
« 3 » . و هر يك استعداد آن دارند كه مناسبت با اهل دوزخ حاصل كنند و استعداد آن هم دارند كه مناسبت با اهل بهشت حاصل كنند اينست معنى :
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ
« 4 » .
فصل در بيان درهاى دوزخ و درهاى بهشت
بدانكه درهاى دوزخ هفتست و درهاى بهشت هشت .
هفت در دوزخ ادراكات حيوانىاند پنج حواس ظاهر و دو حواس باطن يكى خيال و يكى وهم كه يكى مدرك صورتست و يكى مدرك معنى محسوسات .
پس در هر كه عقل نباشد و اگر باشد بفرمان عقل نباشد و بفرمان عقل كار نكند و پيرو اين مدركات هفتگانه باشد و از عاقبت كارها انديشه نكند هر يكى از اين مدركات هفتگانه سبب رنج و عذاب وى گردد و هر زحمتى و ندامتى و
هامش
( 1 ) - فجر 27 - 30
( 2 ) - تا بفلك الافلاك
( 3 ) - مريم 71 - 73
( 4 ) - بقره 257