تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الحقايق ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
و هر صفت كه امكان دارد كه آن صورت و آن صفت نباشد اين وجود به آن صورت و آن صفت مصور و موصوف است و اين كمال عظمت وى است و بهر صورت و صفت كه مصور و موصوف است اسمى دارد و اين حجاب عظمت وى است اگر فهم نكردى روشن‌تر بگويم :

فصل

بدان كه خلق يك صفت است از صفات اين وجود و حيات يك صفتست از صفات اين وجود و علم يك صفت است از صفات اين وجود و ارادت و قدرت و جمله صفات را اين‌چنين مىدان . و سما يك صورتست از صور اين وجود و ارض يك صورتست از صور اين وجود و جماد يك صورتست از صور اين وجود و نبات و حيوان و جمله صور را اين‌چنين مىدان و « الله » اسم مجموع است و جامع جمله صور و صفات اين وجود است . اينست معنى : لا إله الا الله و اين سخن ترا جز به مثالى معلوم نشود . مثلا در من كه عزيزم حيات يك صفتست از صفات من و سمع يك صفتست از صفات من و بصر يك صفتست از صفات من و طب و حكمت و جمله صفات را اين‌چنين مىدان . و سر يك صورتست از صور من و پاى يك صورتست از صور من و روى و پشت و جمله صور را همچنين مىدان و عزيز اسم مجموع است و جامع جمله صور و صفات منست پس عزيز نيست الا جمله . اينست معنى : « ان الله تعالى خلق آدم على صورته » و اينست معنى « من عرف نفسه فقد عرف ربه » . نظم :
حديث عاشقان اين بد سنائى * سخن كوتاه شد الله اكبر
يافت آنكه يافت و نيافت آنكه نيافت .

فصل « 1 »

بدان اى درويش كه اگر اين وجود را به چراغ نسبت كنند اين چراغ را مشكات از خود است و زجاجه از خود است و روغن از خود و نار از خود . و اگر اين وجود را به درخت نسبت كنند اين درخت را زمين از خود است و آب از خود و هوا از خود و آفتاب از خود و تخم از خود و ميوه از خود است و مغز و باغبان
هامش
( 1 ) - مطالب اين فصل بدون عنوان جداگانه در دنبالهء همان فصل سابق آمده است .
كشف الحقايق ( فارسى ) — صفحة 162 | عزيز الدين النسفي / احمد مهدوى دامغانى