صفتى آمد از صفات خداوند و صفات خداوند بر اقسامست لا جرم آدميان در مبادى بر اقسام آمدهاند .
ديگر بدانكه اهل وحدت مىگويند كه اين چهار طايفه در اثبات اين سخن راست مىگويند و اين جمله سبب است مر تفاوت آدميان را در مبادى .
فصل
بدانكه عين القضاة مىگويد كه تفاوت آدميان در مبادى از تفاوت نفوس كواكبست از جهت آنكه نفس ناطقه هر كسى فيض نفس كوكبى است و كواكب متفاوتند در بلندى و پستى و شرف و خست و سعادت و نحوست و قوت و ضعف و اگرچه كواكب ثوابت در بلندى و پستى برابرند اما در بزرگى و كوچكى و شرف و خست و ضعف و قوت و مانند آن متفاوتند پس نفسى كه فايض شود از نفس كوكب قمر برابر نباشد با آن نفسى كه فايض شود از نفس كوكب شمس و در جمله همچنين مىدان .
و ديگر بدانكه اهل تناسخ مىگويند كه تفاوت آدميان در مبادى از آن جهت است كه بعضى در اين عالم بسيار بودهاند و از قالبى به قالبى بسيار نقل كردهاند و تجربه و استعداد حاصل كرده و بعضى در اين عالم اندك بودهاند و تجربه و استعداد حاصل نكردهاند و بعضى ظالم بودهاند اكنون مظلوماند و بعضى توانگر بودهاند اكنون درويشند .
و ديگر بدانكه اهل شريعت مىگويند كه تفاوت در مبادى بتقدير خداوند است يعنى كه حق سبحانه هر يكى را بصفتى مخصوص گردانيده تا بدانند كه خالقى دارند كه رازق و قادرى مختار است .
فصل در سخن اهل تحقيق در بيان آنكه آدميان در مبادى از چه بر تفاوت آمدند
بدانكه دانستن اين حكم اصل قويست و كليد چندين مشكلاتست و اين