شير خالى از روغن نيست و از اينجاست كه روح در اين عالم ببعضى نزديك و ببعضى دور نيست و ببعضى حاضر و از بعضى غايب نيست . فرق سر اين عالم كه عرش است و كف پاى كه تحت ثرى اين عالمست هر دو يكسانست و تدبير هر دو بىتفاوت مكانى مىكنند . و ديگر آنكه تصرف روح در اين عالم بفكر و انديشه و آلت و جارحه نيست و از اينجاست كه گفتهاند كه هرگز او را كارى از كارهاى ديگر مشغول نمىكند : لا يشغله شأن يعنى چنان كه تدبير سر مىكند تدبير سر او را از تدبير پاى مشغول نمىكند و چون تدبير پاى مىكند او را تدبير دست مشغول نمىكند . و ديگر بدان كه ملائكه بفرمان او ايستاده و عالم را بنظام و معمور مىدارند و هيچكس از ملائكه را امكان خلاف فرمان او نيست :
وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ
« 1 » و ديگر بدانك هر ملكى را كارى و مقامى معين است كه هرگز اين كار آن نكند و آن كار اين نكند و هرگز از مقام خود نگذرند و نخواهند گذشت اينست معنى : « من عرف نفسه فقد عرف ربه » و اينست معنى :
« ان اللّه تعالى خلق آدم على صورته » .
فصل در بيان كمال آدمى
بدانكه علماى شريعت مىگويند كه كمال آدمى در دانستن علوم حقيقيست و علوم حقيقى چهار چيزست : يكى دانست نفس و آنچه بنفس متعلقست . دوم دانستن خداى و آنچه به خداى متعلقست . سيم دانستن دنيا و آنچه به دنيا متعلقست . چهارم دانستن آخرت و آنچه به آخرت متعلقست .
فصل
بدانكه مشايخ طريقت مىگويند كه اصحاب كمال چهار طايفهاند :
يكى سالكان دوم مجذوبان سيوم سالكان مجذوب چهارم مجذوبان سالك . و سالكان و مجذوبان كاملند اما مكمل نيستند و مجذوبان سالك « 2 » كاملان
هامش
( 1 ) - نحل 52
( 2 ) - و سالكان مجذوب ( مجلس )