تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
حالى بعد حالى 232 حجاب كردن ( - مانع شدن ) از 183 حساب . . . كردن 243 ، 245 حق بودن 245 حقيقت نمودن 165 حكايت كردن از 220 ، 224 ، 225 حكايت كردن با 159 ، 167 خالى بودن 144 ، 225 خالى گرداندن از ( - تخليه ، تزكيه ) 223 خايف 220 خبر ( - خبر دادن ) او 224 خبر دادن ( - ابلاغ وحى ) 244 خشك بودن 154 خلاص يافتن 244 ، 247 خلاف كردن ( - اختلاف داشتن ) 144 خواندن ( - گفتن ) 149 ، 160 ، 162 ، 168 ، 198 ، 237 ، 242 ، 249 خواندن ( - دانش‌اندوزى ) 190 خون 201 دانستن ( - شناختن ) . . . را 158 ، 159 ، 161 ، 173 ، 181 ، 185 دانستن ( - به شمار آوردن ) 244 در آتش فهم كردن 155 درآمدن ( - وارد شدن ) 200 ، 201 ، 244 درآوردن به 236 درآوردن در 235 دراز ( - طولانى ) 148 ، 149 ، 156 ، 158 ، 160 ، 168 ، 189 ، 199 ، 200 ، 216 ، 233 ، 251 در . . . افتادن ( - قرار گرفتن ) 178 در بستن ميان ( - كمر بستن ) 157 در بستن ( - سد كردن ) 156 در . . . بودن ( - قرار داشتن ) 154 در حساب و شمار نيامدن 155 در خواب بودن 165 درخواست كردن 219 در دل كسى چيزى انداختن 223 در زمان بودن 145 درست‌تر 224 در ظاهر خود كشيدن ( - پوشيدن ) 220 در كار بودن ( - سرگرم كار بودن ) 200 درگذشتن ( - بخشودن ) 244 درگذشتن ( - عبور كردن ) 246 در مقابل . . . افتادن ( - روبرو قرار گرفتن ) 177 ، 178 در مكان بودن 156 در مكان . . . بودن 152 ، 155 دريافتن ( - شناختن ) 203 ، 244 ، 245 دريافتن ( - وصال ) 191 دريافتن ( - فهميدن ) 141 دست دادن ( - تحقق پيدا كردن ) 252 دست در دامن . . . زدن 252