تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة الحقايق ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
علوى راه نيست از جهت اينكه ، « 1 » عالم علوى صومعه و خلوتخانهء پاكان است و جاى ملائكه و اهل طهارت است ؛ بىعلم و تقوا به عالم علوى نتوان رسيد . اى درويش ! روح اول را كه جوهر اول است ، اگر آدم گويى ، هم رواست . « 2 » از جهت اينكه « 3 » اين ارواح همه در وى بودند و از وى بيرون آوردند و فرمودند كه الست بربكم ؛ هر كه گفت بلى ، علوى شد . « 4 » و هر كه نگفت [ بلى ] ، سفلى شد . « 5 » و هركه گفت بلى و تقصير كرد و به مقام ايمان نرسيد ، « 6 » سفلى ماند . و آنكه بلى نگفت ، امكان ندارد كه به مقام ايمان رسد . چون جوهر اول را آدم گفتند ، اگر اين دردى كه از وى جدا شد ، حوا گويند ، هم راست باشد . اين آدم و حوا ، در بهشت بودند ، تا آنگاه كه به درخت نزديك شدند . « چون به درخت نزديك شدند » از بهشت بيرون آمدند . پس بهشت را مراتب باشد و درخت را هم مراتب باشد . بهشت فانى بود و بهشت باقى بود . و به نزديك اهل شريعت عالم كبير را بدين‌طريق ، « 7 » پيدا آوردند . « 8 » و نزول و عروج بدين‌طريق بود كه گفته شد [ كه ] اهل تصوف به غير از اين نزول و عروج ، نزول و عروج ديگر مىگويند .

فصل

اى درويش ! چون اين نزول و عروج « را » دانستى ، اكنون بدان ، كه انبيا و اوليا را پيش از موت طبيعى ، عروج ديگر هست . از جهت اينكه « 9 » ايشان پيش از موت طبيعى مىميرند . و آنچه ديگران بعد از موت طبيعى خواهند ديد ، پيش از موت طبيعى ، مىبينند . و احوال بعد از موت « 10 » ايشان را معاينه دست مىدهد . « 11 » و از مرتبهء علم اليقين « 12 » به مرتبهء عين اليقين « 13 » مىرسند . از جهت آنكه حجاب آدمى ، « 14 » جسم است . چون روح از جسم بيرون آمد هيچ
هامش
( 1 ) . از جهت آنكه . ( 2 ) . باشد . ( 3 ) . از جهت آنكه . ( 4 ) . و ( 5 ) . باشد . ( 6 ) . تقصير كرد در رسيدن به مقام ايمان . ( 7 ) . به اين نوع . ( 8 ) . آورد . ( 9 ) . از جهت آنكه . ( 10 ) . مرگ . ( 11 ) . مىشود . ( 12 ) . علم اليقينى . ( 13 ) . عين اليقينى . ( 14 ) . آدميان .
زبدة الحقايق ( فارسى ) — صفحة 57 | عزيز الدين النسفي / حق وردى ناصرى