طاعت « 1 » ؟ اين همه علمست پس زهد بىعلم محال بود پس آن زاهد هم عالم است هم زاهد « 2 » . اين عالم كه به از صد زاهد است حق باشد « 3 » معنيش را فهم نكردهاند . علم ديگرست كه بعد ازين زهد و علم كه اوّل داشت خداى به وى دهد كه اين علم دوّم ثمرهء آن علم و زهد باشد قطعا اينچنين عالم « 4 » به از صد هزار زاهد « 5 » باشد . نظير اين « 6 » همچنانكه مردى درختى « 7 » نشاند و درخت بار داد قطعا آن درخت كه بار داد به از صد « 8 » درخت باشد كه بار نداده باشد زيرا آن « 9 » درختان شايد كه به بر نرسند « 10 » كه آفات در ره بسيارست . حاجيى كه به كعبه رسد « 11 » به از آن حاجيى باشد كه در برّيّه روان است كه ايشان را خوف است برسند يا نرسند امّا اين به حقيقت رسيده است . يك حقيقت به از صد هزار شكست .
امير نايب گفت « آنك نرسيد هم اميد دارد » فرمود « كو آنك اميد دارد تا آنكه رسيد ؟ » از خوف تا امن فرقى بسيار است و چه حاجت است به فرق ؟ بر همه اين فرق ظاهر است سخن در امن است كه از امن تا امن فرقهاى عظيم است . تفصيل محمد صلّى اللّه عليه و سلّم بر انبيا « 12 » ، آخر از روى امن باشد و اگرنه ، جمله انبياء در امنند و از خوف گذشتهاند الّا در امن مقامهاست كه
وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ
« * » . الا كه عالم خوف و مقامات خود را نشان توان داد امّا مقامات امن « 13 » بىنشان است . در عالم خوف نظر كنند هركسى در راه خدا چه بذل مىكند ؟ يكى بذل تن مىكند و يكى بذل مال و يكى بذل جان ، يكى روزه ، يكى نماز « 14 » ، يكى ده ركعت ، يكى صد ركعت . پس منازل ايشان مصوّر است و معيّن « 15 » توان از آن نشان دادن . همچنانكه منازل قونيه 109 با قيصرية 110 « 16 » معين است قيماز 111 و اپروخ و سلطان و غيره . امّا منازل دريا 112 از انطاليه 113 تا اسكندريه « 17 » بىنشان است . آن را كشتيبان داند ، به اهل خشكى نگويند « 18 » چون نتوانند
هامش
( 1 ) . ح : و چه طاعت كنم
( 2 ) . ح : و هم زاهد
( 3 ) . ح : چون باشد
( 4 ) . اصل : علم
( 5 ) . ح : به از صد زاهد
( 6 ) . ح : نظير آن
( 7 ) . ح : درختى را
( 8 ) . ح : به از آن صد
( 9 ) . ح : زيرا كه آن
( 10 ) . ح : نرسد
( 11 ) . ح : رسيد
( 12 ) . ح : و تفضيل مصطفى بر انبيا
( * ) . سورهء زخرف آيهء 32
( 13 ) . ح : امّا مقام امن
( 14 ) . ح : يكى روزه يكى زكات يكى نماز
( 15 ) . ح : و معين است
( 16 ) . ح : تا قيصريه
( 17 ) . ح : تا مصر
( 18 ) . ح : نگويد