( 147 ) ص 79 ، س 1 ، خارخار : خلجان و تعلّق خاطر و انديشه كه ضمير آدمى را بر طلب و كنجكاوى دارد .
( 148 ) س 2 ، « كه نياسايد » درين تعبير ( كه ) مكمّل محذوفى است از قبيل : البتّه و هرگز و مجموع جزاء شرط است .
( 149 ) س 9 ، « مغولان مالها را مىستانند » دليل است بر آنكه تقرير اين فصل بعد از سال 640 بوده زيرا در اين سال بود كه مغولان به ممالك روم تاختند و بر آن نواحى دست يافتند .
( 150 ) س 16 ، « لا رهبانية فى الاسلام » حديث نبوى است و اصل آن در عيون الاخبار تأليف ابن قتيبه ( ج 4 ص 18 ) بدينگونه آمده است :
عن طاوس انّ رسول اللّه ( ص ) قال لا زمام و لا خزام و لا رهبانية فى الاسلام و لا تبتّل و لا سياحة فى الاسلام .
( 151 ) س 16 ، « الجماعة رحمة » حديث نبوى است و تمام آن در جامع صغير ( ج 1 ، ص 144 ) و كنوز الحقائق به نقل از مسند احمد ( ص 55 ) چنين است : الجماعة رحمة و الفرقة عذاب . و در كنوز الحقائق به نقل از مسند الفردوس ( ص 88 ) به صورت ذيل هم ديده مىشود : فى الجماعة رحمة و فى الفرقة عذاب .
و مولانا در مثنوى سه نوبت به اين حديث استناد جسته و فرموده است :
اينچنين شه را ز لشگر زحمتست * ليك همره شد جماعت رحمتست
( ص 80 ، س 8 )
جمع كن خود را جماعت رحمتست * تا توانم با تو گفتن آنچه هست
( ص 412 ، س 8 )
رازگويان با زبان و بىزبان * الجماعة رحمه را تأويل دان
( ص 614 ، س 14 )
( 152 ) ص 80 ، س 12 ، تنجامه : ملبوس و آن اندازه از لباس كه تن را بپوشاند نزديك به معنى ساتر عورت .
( 153 ) س 13 ، « و تجّار ايشان را مىفرمود تا بكشند » اشاره است به قتل تجّار كه از ممالك