( 89 ) س 15 ، « حكايت مىآورند كه حق تعالى الخ » از مضمون حديث نبوى كه مذكور است در نوادر الاصول تأليف محمّد بن على حكيم ترمدى از اكابر صوفيه در قرن سوّم هجرى به دو سياق ذيل :
روى فى الخبر عن رسول اللّه ( ص ) انّه قال اذا دعا العبد قال اللّه تعالى يا جبرئيل احبس حاجة عبدى فانّى احبّ صوته و قد اجبته الى ما سأل . نوادر الاصول ، چاپ آستانه ص 368 .
قال عليه السّلام يقول اللّه تعالى لجبرئيل عليه السّلام يا جبرئيل قد قضيت حاجة فلان و اجبت دعوته و لكن احبسها عنّى فانّى احب صوته ، همان كتاب ص 220 .
( 90 ) ص 52 ، س 18 ، « برمىدهند » بردادن به معنى نقل كردن است ، مولانا در غزليّات گويد :
سخت خوشست چشم تو و آن رخ گلفشان تو * دوش چه خوردهيى بياراست بگو به جان تو
بهر خدا بيا بگو ورنه بهل مرا كه تا * يك دو سخن به نايبى بردهم از زبان تو
و هماكنون ( وردادن ) به معنى املا كردن در بشرويهء خراسان مستعملست .
( 91 ) ص 54 س 7 ، « امّا او در ميان نبود الخ » در تقرير اين معنى اين اشعار را در مثنوى فرمايد :
چون پرى غالب شود بر آدمى * گم شود از مرد وصف مردمى
هرچه گويد او پرى گفته بود * زين سرى نه زان سرى گفته بود
چون پرى را اين دم و قانون بود * كردگار آن پرى خود چون بود
اوى او رفته پرى خود او شده * ترك بىالهام تازىگو شده
چون به خود آيد نداند يك لغت * چون پرى را هست اين كار و صفت
بس خداوند پرى و آدمى * از پرى كى باشدش آخر كمى
شيرگير ار خون نرّهشير خورد * تو بگويى او نكرد آن باده كرد
ور سخن پردازد از راز كهن * تو بگويى باده گفته است اين سخن