تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيه ما فيه ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
و اللّه دراز « 1 » نمىكنم كوته مىكنم . شعر
خون مىخورم و تو باده مىپندارى * جان مىبرى و تو داده مىپندارى
هرك اين را كوتاه كرد چنان بود كه راه راست را رها كند و راه بيابان مهلك « 2 » گيرد كه فلان درخت نزديك است .
هامش
( 1 ) . ح : كه دراز ( 2 ) . ح : ( مهلك ) ندارد