و اللّه دراز « 1 » نمىكنم كوته مىكنم .
شعر
خون مىخورم و تو باده مىپندارى * جان مىبرى و تو داده مىپندارى
هرك اين را كوتاه كرد چنان بود كه راه راست را رها كند و راه بيابان مهلك « 2 » گيرد كه فلان درخت نزديك است .
هامش
( 1 ) . ح : كه دراز
( 2 ) . ح : ( مهلك ) ندارد