تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
و پلاس بر پلاس شود و اين حالتها پيش از مرگ به اختيار تو چنين گردد و بعد از مرگ به حكم خاصيت اين پلاس محسوس شود و چون بمنكر رسد گرز شود و در گور قرين تو شود و در عرصات زنجير و در دوزخ نار شود و اگر چنانك نظر كردى به بدى و نامزد عقوبت شدى امّا پشيمانيت آمد از آن نظر از اندرون بارگاه احبّه ملايكه و عقل [ و ] تمييز جمع شدند و ترا تلقين كنند بر عذر خواستن بجمله كلمات عاجزانه و بيچارگانه چنانك بآدم كه
فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ
« 2 »
رَبَّنا ظَلَمْنا
« 3 » تا آن نامزد عقوبت را و آن گفت‌وگوى را از تو دور كنند و آن تيرگى را از روى دل تو ببرند و همچنين اگر آن حالت و آن نظر تا عمل كردن بىاعتقادانه انجاميده باشد و لباسهاى سياه زير يكديگر بر دل تو پوشانيده باشند باز نيكوگويان و عذرخواهان پيش از غرغرهء مرگ در ميانه آيند و ترا آزاد كنند و لكن بدان‌قدر بدنامى فاش گشته باشى و بىمراد مانده باشى و از پايگاه افتاده باشى باز اگر خواهى تا بسر آن منصب بازآيى دير باشد اكنون چو معلوم شد كه همين حالت نيك را خلعت مردم گردانيده‌اند و همين حالت بد را خذلان و عقوبت وى گردانيده‌اند و آن دو حالت گردان است و منشأ او از دو درگاه نهادن است يكى درگاه آرزو و هوا و يكى درگاه فرمان‌طلبى و رضاى اللّه هرگاه بدان درگاه رفتى نامزد خلعت باشد ترا و اگر گردان مىباشى نامزد و خلعت تو گردان مىباشد تا پايان بر يكى نامزد مفرد « 1 » مانى و آن مؤكّد شود به مرگ يعنى يا برآويختند ترا يا زود منشور
أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا
« 4 » نبشتند ترا و اللّه اعلم .

فصل 42

قال النّبى عليه السّلام اوّل صلاح هذه الأمّة بالزّهد و اليقين گفتم در چيزى كه آدمى به گمان باشد باز بىگمان شود باسباب و استدلال آن را يقين گويند از بهر اين معنى است كه اللّه را يقين نگويند كه او منزّه است از گمان ، يقين
هامش
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 2 ، آيهء 37 . ( 3 ) سورهء 7 ، آيهء 23 . ( 1 ) - مقرّر ( بقاف و دو را ، در كتابت ) نيز خوانده مىشود . ( 4 ) سورهء 41 ، آيهء 30 .