تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبهر العاشقين ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
پس با معشوقه مىفرمايد كه « درآى و جانم را رهين عشق خود ساز ، تا ايمانم كامل شود » .

حواشى فصل چهاردهم

246 ( 246 ) ص 72 س 3 بطلب جانان اعلام كند : بعد از آنكه تربيت گرفته باشد ، و متأدّب شده بآداب شريعت و طريقت ، چنان كه در فصل سابق گذشت . 247 ( 247 ) ص 72 س 5 كه آن سرّ خلاصهء حدثانست : و آن را « لطيفهء قلبيّه » خوانند باصطلاح صوفيّه . و آن جوهريست نورانى مجرّد ، و حكما آن را « نفس ناطقه » گويند . و او واسطه است ميان روح الهى و نفس ( روح ؟ ) حيوانى ، كه از بخار غذا در قلب انسان متكوّن مىشود ، و حيات بدن از آنست . و لطيفهء قلبيّه را هم از تجرّد اثرست و هم از تجسّم و هم از حدوث و هم از قدم ، و ملازمان خليفت همه اعوان اويند . 248 ( 248 ) ص 72 س 7 از خواب فطرت : كه عارض او شده بسبب ركوب و اتّصال بروح حيوانى . 249 ( 249 ) ص 72 س 9 - 10 سالكان سراى طبيعت را : كه اعوان لطيفهء قلبيّه‌اند . 250 ( 250 ) ص 72 س 11 تا آن خليفه : اى لطيفهء قلبيّه .