صوفيان و تصانيف عارفان ، و آنچه كردهاند در علوم طريقت ، بيشترين علوم ايشان سه منهج ديدم : منهج علم معاملات و آداب و مجاهدات ، و آن در علوم شريعت علما را ظاهرست ، در آن مدخل طعن ايشان نيست ، چون مقيّدست بنطق قرآن و حديث . منهجى ديگر علم احوال و مقامات و مكاشفات و مشاهدات ، و آن در خصوص علم شريعت مذكورست ، ميان كتاب و سنّت است ؛ بيانست نزد آن كس كه فهم حقايق دارد ، و او را در كشف حقيقت نفاذ بصيرت و عقل و جانست .
( 87 ) اين علوم در كتاب و سنّت پيداست ، ليكن اشارتست ، جز صدّيقان ندانند ، زيرا كه باطن قرآنست . اهل ظاهر از آن نصيب ، جز ايمان ، ندارند ، زيرا كه حقيقت اشارت حق درو درج اسرارست . تا نپندارى كه اين چه گفتم سنّت نيست .
مصطفى گفت - عليه السلام - « قرآن را ظاهر و باطن است ، هر حرفى را حدّى و مطلعى به هفت حرف فرستادهاند . همه حرفهاى شافى و كافى است . » يعنى حروف مختلف حقيقت باطن قرآنست ، و در هر حرفى صد هزار درياء علوم غيب پنهانست . جز انبيا و رسل و اكابر امّت ندانند .
« شَهِدَ اللَّهُ »
« 17 » برخوان ،
« وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ »
بدان . اولو العلم اين صادقاناند كه نام ايشان شنيدى و وصفشان بديدى . ايشان گزيدهاند « 19 » از جميع علوم بدين سه مرتبت خاصّ . ايشان را درين سه مرتبت سه زبانست : يكى زبان صحو ، بدان علوم معارف گويند .
هامش
( 17 )شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ( سورهء 3 ، آل عمران ، آيهء 16 )
( 19 ) گزيدهاندS: گزيدهM