شد ،
« وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ »
« 1 » ، عيون ضلال بدان معجزه بينا شد ، از ضماير « 2 » خلق خبر داد . پس ايشان را بشناسانيد آنچ از ايشان بديد .
285 فصل ( فى القطعة 8 من طاسين السّراج )
( 833 ) گفت « او هم دليل بود و هم مدلول . »
( 834 ) قال : اعجازش دليل است ، و وجود مدلول .
286 فصل ( فى القطعة 9 من طاسين السّراج )
( 835 ) گفت « با كلام قديم آمد ، نه محدث و نه مقول و نه مفعول ، از نهايت به اين بود ، و از نهايت نهايت . »
( 836 ) قال : حقّ را نهايت نيست ؛ او در ميدان ازلش « 13 » سيّار است ، « 14 » و در افق ابديّات طيّار . سفرش بىمنتهاست ، زيرا كه قبلهاش قدم است ، و قدم را نهايت نيست .
287 فصل ( فى القطعة 10 من طاسين السّراج )
( 837 ) گفت « غمام را برداشت ، و اشارت ببيت حرام كرد . »
هامش
( 1 )وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ: سورهء 54 ( القمر ) آيهء 1
( 2 ) از ضمايرS: و ضمايرM( 13 ) ازلشSM: ازلياتهA( 14 ) سيار است : سياراتستSشياراتستM