تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
آن محبّت قايم بذات اوست . تغاير نگيرد چون اوصاف حدثان ، بلكه منزّهست از ادراك و اوهام . حقّ گفت
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ . »
« 2 » ( 796 ) آنچ حسين وصف كرد از محبّت حقّ ، از مقام مكاشفه و مشاهده سخن گفت ، و خطاب در محبّت و رؤيت قدم ببصر توحيد يافت . اين مقام وراى ادراك اهل علم است . عادت مكاشف « 6 » آنست كه چون اشارت كند بمقامات ، از حال كشف سخن گويد ، و از معرفت و لذّات توحيد و خطاب خاصّ . آنچه بيند گويد ، و آنچ شنود خبر دهد . نطقش از افهام قدس بود ، و معادن انس . حقّ برو بيان كند اسرار قدم بنعت اشخاص و ارواح ، و او عارف باشد بالتباس امر و افعال . عالم باشد از حقيقت معاينات و اسرار خطاب بنعت تنزيه و توحيد بنفى تخييل و تشبيه و تصوير . حقّ معرّف ذات خود شود او را در مقام التباس ، تا « 13 » حقيقت عشق و محبّت فهم كند ، زيرا كه تحصيل عشق و محبّت عارف را حاصل نشود الا در مقام عشق و محبّت . هر كه معاينه كرد در مقام عشق ، او را بنعت التباس يافت . متشابهات در قرآن و حديث سنّت خداى و رسول است . از محض التباس سخن گويد ، « 16 » چنانك اكثر خلق از آن تشبيه فهم كنند ، الا راسخان علم كه خداوند - سبحانه و تعالى - ايشان را بستود ، گفت
« وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ . »
« 19 » لاجرم آنك در مقام عشق افتاد و بمشاهده رسيد ، بيشتر كلامش
هامش
( 2 )لَيْسَ . .: سورهء 42 ( الشورى ) آيهء 9 ( 6 ) مكاشف : مكاشفهSMالمكاشفA( 13 ) تا . . : باSMليفهم الحسينA( 16 ) گويدSM: تكلماA( 19 )وَ الرَّاسِخُونَ . .: سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 5