تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
ثنا كرد ، و او را برگزيد به مثل اين صفتها از فعل خود بصفاتها « 1 » كه مبدأ كرد از معنى ظهور در آن شخص كه به صورت خود بادى كرده بود ، و او خالق و رازق شد . تسبيح و تهليل كرد . صفات و أفعال را پيدا كرد ، هم چندان جواهر و عجايب پيدا كرد . چون درو نگاه كرد ، او را در ملك آورد ، درو تجلّى كرد ، و ازو تجلّى كرد . » ( 795 ) قال : درين فصل رموزى چند « 6 » - بس عجايب - پيدا كرد به زبانى بس غريب كه اهل علم در آن كم رسند ، و گمراهان در آن طاعن شوند . اصل اين مسئله مفهوم حقيقتست از معرفت محبّت اصلى ، كه آن اصل صفت قديم است . حقّ بدان صفت موصوف است أزلا و أبدا . رايش صواب ديد ، چون آن صفت نه مبدع كرد ، بل دانست كه آن صفت ذاتيست قديم ، بخلاف مذهب اوائل كه ايشان را مذهب آنست كه محبّت در حقّ صفتى مبدع است . آنچ عالم غريب گفت ، صواب آن بود . چون حقّ سبحانه در كتاب خويش از ذات و صفات خويش خبر داد ، بيان كرد كه او موصوف بود به محبّت ازلى . قال اللّه تعالى
« يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ . »
« 15 » نفس خود را به محبّت بستود محبّان را . غمهء جهل كشف كرد از فؤاد مقتبسان نور علم محبّت ، در آنچ بيان كرد كه او صاحب محبّت است ، و بنور محبّت در دل محبّان تجلّى كرد ، تا او را دوست داشتند به دوستى او ، واله شدند نزد او به لذّت محبّت . انوار محبّت ايشان از محبّت حقّ پيدا شد در دل ايشان . اگر نه محبّت او بودى ، خلق در حقايق محبّت كى رسيدندى ؟
هامش
( 1 ) بصفاتها . . .SM: و الصفات التى أبداها من معنى الظهور بذلك الشخص البادى عن صورتهA( 6 ) چندS: -M( 15 )يُحِبُّهُمْ . .: سورهء 5 ( المائدة ) آيهء 59