در ملكوت ، يا كبريت احمر ، يا معدن ياقوت . ضياء مخمّر « 1 » ضياء كرسى است ، و اللّه اعلم ؛ يا ضياء عرش ، و اين صحيح است . به صورت كاينه آن جوهر خواهد كه اللّه - سبحانه و تعالى - عالم را از آن « 3 » بيافريد ، و آن صحيح است ؛ يا صورت كون ، يا صورت روح ، يا صورت نفس ، يا صورت عقل ، يا صورت آدم ، يا صورت قضا و قدر كه از افعال عرش بنعت عكس در مرآت كون مىنمايد .
( 630 ) شأن مشهود مراد حقّ است از خلق ، يا لوح علم « 7 » مكتوم ، يا كتاب سفره ، يا عالم امر ، يا روح كبرى كه فعل قديم حقّ است ، يعنى خبر حقّ گفت « هر كه متجلّى شود به اسما و نعوت ما ، و متابع شود مصطفى را - عليه السلام - بخلق قديم مستحسن شد ، و بخلق سيّد - عليه السلام - متخلّق . چون از كدورت رياء و سمعة خالص شود ، او را از جوار حقّ ، و صلوات و رأفت و رحمت من او را كرامت است ؛ در حسناى حقّ بماند ، و آن رؤيت باقى اوست . قال اللّه تعالى
« لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى . »
« 14 »
208 فصل ( فى الرواية 9 للحلّاج )
( 631 ) حسين روايت كند « از فهم مبين ، از قرآن مجيد ، از محمّد رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - ، از جبرئيل - عليه السّلام - ،
هامش
( 1 ) مخمرSM: مخمدA( 3 ) از آن : از آبSMمنهاA( 7 ) علمA: عالمSM( 14 )لِلَّذِينَ . .: سورهء 10 ( يونس ) آيه 27