تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
چند سالست كه بمقراض تنزيه بىزبانش ببرّد ؟ بديده در عين الوهيّت نگاه كند . سايهء ظلّ طوبى عزّت ديده را بغيم نكره « 2 » بپوشاند ، تا علّت حدث در علّت علل محو شود ، زيرا كه غير حجاب غير است . قدم عبور بقدم عاشق چون عدم در عدم معدوم گشت ، قدم با قدم گويد كه حضرت « 5 » دهر دهّار منقطع است ( و ) اكوان حدثان مضمحل ، اى قابلهء رحمت ! اطفال مهد عدم را از ارحام قدر بيرون آر ، تا در فضاء فيض فضل ارواح در محلّ افراح بجناح ديموميّت بپرند . عين اللّه بجلال قديم در كاف امر تجلى كند . كاف بنون تجلّى كند ، در ملابس افعال عرايس انوار ظاهر شود . بىعدم با علم قديم ، ارادت قديم ، كلام قديم مخاطب كند كه
« كُنْ فَيَكُونُ »
« 10 » . ( 25 ) اطيار الارواح بىفضاء زمان و مكان از فيض امر تحقيق مباشرت فعل يافته ، و از سرّ خطاب جان آن اصل جان لذت عشق دانسته ، از بطون قدر چنان آمدند كه رسم تخلق بخلق قدم يافته بودند ، متّصف بصفات . بعد ازين اهليّت گفتند كه حدث در قدم چيست ؟ و اين رنگ دوئى آوردن در احديت بىرسوم كيست ؟ زبان شاهد رحمت در گوش معرفت گفت كه
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
« 17 » « كنت كنزا مخفيّا فاحببت ان اعرف » « 18 » . چون تقاضاء ارادت قديم بر عالم تمام آمد ، در عين مسرمد زحمت حدث نبود ، و در
هامش
( 2 ) غيم نكرهS: رك صفحهء 14 سطر 18 ( 5 ) حضرت : حضرةM، حصرS( 10 ) سورهء 36 ( يس ) آيهء 82 ( 17 ) سورهء 51 ( الذاريات ) آيهء 56 ( 18 ) حديث قدسى . رك منارات السائرين تأليف نجم الدين ابو بكر محمد بن شاهاور اسد بن رازى معروف به دايه ، نسخهء كتابخانهء ملك و اللؤلؤ المرصوع ص 61 و احاديث مثنوى تأليف فروزانفر ص 29