تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
محيط بودى ، و هم چون او بودى . دانى كه مخيل است . قديم اوست ، و عارف بدوست و ديگر حديث است . اگر اشراق نور مشارق صمديّت در مشكات كون متجلّى شود ، از سبحات تجلّى و سطوات عظمتش كون از كون فروريزد
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
« 5 »
« فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ »
« 6 » . ( 153 ) نبينى كه طبيب دردمندان محبّت و مونس آشفتگان مملكت - صلوات اللّه عليه - چون بدين سخن از آن صفت اشارت كرد ، گفت « حجاب او نور است . اگر كشف كند ، ابصار جميع خلايق در سبحات جلالش محرّق شود . » علل حدث از جناب قدم براند ، و از اغصان ورد عشق عندليبان رياض انس بخواند . گفت « اگر همه را عقوبت كند » ، يعنى مقرّبان ملائكه سزاوار عقوبت‌اند ، گفتند « ايشان معصوم‌اند ؟ » گفت « آرى ! عقوبت اگر چه واجب شدى بديشان ، از قلّت معرفتشان بودى . » نبينى كه چون از عرايس مشهد مشاهدهء عروس نوآمده ، از فطرت صفت از خانهء آب و گل بيرون آمده ، و در چين ابروش نور ازل ساطع بود ، گل گران ملائكه چون از گلشن بيرون ديدند ، گل صفاءصفت بر شاخ نور اصطفائيّت ديدند . سر انگشت در دندان خرد از خجلت گرفتند ، بعجز خويش در روى آن شاهد ازل . گفتند
« لا عِلْمَ لَنا » *
« 18 » . شاه شاهان اهل بيت گويد - ماه ضرغام مرغزار معرفت ، علىّ بن أبى
هامش
( 5 ) سورهء 55 ( الرحمن ) آيهء 26 - 27 ( 6 ) سورهء 39 ( الزمر ) آيهء 68 ( 18 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 30 و سورهء 5 ( المائدة ) آيهء 108