پالودهء نرم 11 -
A
اعضا :
C
اندام 13 -
A
و وضو ساختمى :
C
- 15 -
A
بود :
C
- 16 -
A
مىبودم :
C
- 17 -
A
كه توئى :
C
تو 18 -
A
بر روى آب در زير يخ :
C
-
ص 32 : 3 -
A
بقدرت حق
C
- 5 -
A
برخاستم و به گوشهء سنگى :
C
بر جاى 8 -
A
پس ناگاه :
C
چون 9 -
A
اژدها آمد و :
C
- 12 -
A
دل :
C
- 19 -
A
به خدمت :
C
به نزديك
ص 33 :
A
سخن :
C
خواب 3 -
A
كفاف :
C
كفايت 4 -
A
كردند :
C
كردم 8 -
A
بعهدو :
C
- 9 -
A
جانورى :
C
شغالى 9 - ( نفحات الانس ) همچنان :
A
و
C
- 12 -
A
فرياد برآورد و :
C
- 15 -
A
رفتم :
C
كه پير صحبت من بود رفتم 16 -
A
گفت : اين زردآلو از كجاست ؟
گفتم : از رزى كه از پدر ميراث رسيده بود آنجاست :
C
ساعتى در آن نگريست ، پس گفت : احمد ما را زردآلوى وقف مىآرى ؟ گفتم : يا شيخ از درخت ملك خود بدست خود بازكردم 18 -
A
مىبودم :
C
كردم
ص 34 : 3 -
A
شيخ بو طاهر :
C
- 3 -
A
پسر بيامد :
C
- 7 - ( نفحات القدس ) حلال :
A
و
C
- 8 -
A
اين طعام :
C
- 8 -
A
بسند : ( نفحات القدس ) و
C
بسنده 10 - ( نفحات القدس ) حلال :
A
و
C
- 16 -
A
آويخته :
C
- 16 -
A
بستدم و طعام ساختم :
C
برفتم و طعام ساخت 17 -
A
راست :
C
حال 18 -
A
شحنه :
C
-
ص 35 :
A
آويخته :
C
- 4 -
A
با خداى تعالى :
C
- 6 -
A
از در :
C
- 8 -
A
ناگاه حاضر شد :
C
درآمد 11 -
A
كه راه او :
C
و او 11 -
A
آن تو :
C
تو 11 -
A
كه او مقام . . . الخ :
C
تا بدانى 14 -
A
سپردهاند :
C
سپردهايم 14 -
A
برخبر :
C
بوحر ( كذا ) 15 -
A
و دعاى او مىبايد گفت : ترا گفتيم :
C
- 15 -
A
گفتند پاس . . . :
C
گفتند او را دعا مىبايد كرد و از احوال او خبردار مىبايد بود و پاس . . . 18 -
A
وقت :
C
قبل
ص 36 : 5 -
A
خفته :
C
بر تخت خفته 7 -
A
تعبيه :
C
- 8 - به پايان :
C
به پائين 10 -
A
همچنانكه فرمودند بجاى آوردم :
C
- 16 -
A
ريخته نيست :
C
ريخته 18 -
A
روان :
C
فراوا 10 -
A
آشكارا بكنى و . . . آگاه بكنى :
C
پيدا شود و . . آگاه گردد
ص 37 : 3 -
A
طعامها :
C
شربتها 8 - [ خاتون ] :
A
و
C
- 14 -
A
سلطان :
C
او 16 -
A
بسر :
C
بسوى 17 -
A
و از آنجا ساختگى لشكر مىكرد و آنجا :
C
-
ص 38 : 2 -
A
آينده :
C
تن 3 -
A
سلطان در مصاف شكسته شد و هزيمت شده :
C
مصاف به سنجر شكسته مىشود 3 -
A
من در حال عنان . . . :
C
تا من آمدم سنجر به هزيمت شده بود عنان . . . 4 -
A
بانگ بر وى زدم :
C
- 5 -
A
باز نمىگشت و مىترسيد :
C
- 5 -
A
گفتم مترس . . . دهند :
C
گفتم بازگرد تا