و سالكان راه بر آن رفتهاند من به اخلاص تمام و بىهيچ غرض در آن طريقه برفتم . و از انواع علوم هيچچيز ندانستم و الحمد بر نتوانستم خواند و دو ركعت نماز راست بنتوانستم كرد . خداى تعالى عم نواله از خزينهء فضل و جود و كرم خويش اين خاطى جانى را از هر نوع چندان علوم روزى كرد كه در عصر خويش هيچ امام بر من رد نتوانست كرد الا اندكى ، چون همه دان خداى است تبارك و تعالى . و حق تعالى چندان امداد لطف و فضل و كرم كرد كه هيچ نوع علم نپرسيدندى كه مرا در آن اشكال افتادى ، و اگر كسى در مسئله با من خلاف كردى همه حق آن بودى كه من گفته بودمى . و سيصد تا كاغذ زيادت من تصنيف كردهام و هرگز بر هيچ استاد از آن ورقى نخواندهام بلكه همه الهام حق بوده است به حمد اللّه و منه . و بسيارى كتابها كه علما تصنيف كردهاند آنست كه مسلمانان را از آن بس نفعى نبوده است . اما هرچه ما تصنيف كردهايم به حمد اللّه تعالى چندان اصلها در عالم نشر گرديد كه خداى عز و جلّ داند ، چون كتاب مفتاح القلوب و چون كتاب مفتاح النجاة و چون كتاب انيس التائبين ( در متن دستنويس : انس التائبين ) و كتاب فتوح الروح و كتاب سراج السائرين .
اين كتابها بمدد و عون و توفيق حق سبحانه و تعالى ساخته شد ، ان شاء اللّه كه خوانندگان را بردهد و ما را به خطا و زلل نگيرد و خط عفو گرد خطاهاء ما دركشد . و مقصود ازين كه گفتيم نه آنست كه بداند كه من چندين تصنيف كردهام ، مقصود فضل و كرم و جود و نعمت و لطف حق است كه اظهار مىكنم . و اينكه گفتم كه نجات جوى را اين طريق تمامست ، از آن مىگويم كه ما اين كتاب و اين راه از الهام حق سبحانه و تعالى گرفتهايم . و هركه كتابى سازد آن را از كتابهاى ديگر برگيرد ، ما اين كتابها را از دل بىغلوغش و بىحسد و تعصب بالهام خداى تعالى به كاغذ آوردهايم نه از كاغذ بدل بردهايم . و اين كتاب كه چنين باشد آن را رنگى و بوئى و لذتى ديگر باشد ، و خواننده را از اين سخنان راحتى ديگر باشد كه از كتابهاى ديگر نباشد ،
مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 357
مساهمون: سديد الدين محمد غزنوى
ص٣٥٧