به نام خدا
مقدمهء مصحح
در قرآن مجيد سورهاى است كه به « احسن القصص » « 1 » موصوف گرديده است .
حديث آوارگى يوسف و داستان دلدادگى زليخا ، و آن مايهء شور و شوق و شيفتگى و هجر و وصل كه در اين سوره است ، بسيارى از نويسندگان و شاعران و مفسران را الهام بخشيده .
چنان كه در اين زمينه آثارى گرامى و ارجمند آفريدهاند .
در ميانهء اين آثار ارجمند ، كه پارهاى از آنها به جاى مانده ، و برخى از دست شده ، كتابى است در شرح و تفسير اين سوره كه « جامع الستين للطائف البساتين » نام يافته است .
« جامع الستين . . . » تفسير صوفيانهاى است كه با نثرى روان و شيوا ، و به رنگى عرفانى نگاشته آمده . چنان كه در آغاز كتاب اشارت رفته است ، اين تفسير از امالى : « خواجه امام تاج الدين سيف النظر جمال الائمه ابو بكر احمد بن محمد بن زيد الطوسى است ، كه چون از ديار خوراسان نهضت كرد و به بلاد كوهستان و عراق رحلت كرد . . . خلق از وى التماس كردند كه در فن موعظه مجموعى سازد . . . اما به هرجا مانعى پيدا شد چون ازدحام اشغال و سرعت انتقال ، تا به جانب آذربيجان رسيد . . . قومى را از متعلمان . . . رغبتها وافر ديد .
سؤال ايشان را اجابت كرد ، و در اساس و قاعدهء سخن فكرت كرد . . . بهتر از قصهء يوسف نبود . . . چون اين قصه خوشترين قصهها بود . . . شصت مجلس موشح به لطائف و ظرايف املا كرد . . . » « 2 »
كوشش در راه شناختن تاج الدين ابو بكر احمد بن زيد الطوسى بىسود ماند . از جستجوى در كتابهاى رجال و طبقات مفسران نيز نامى و يادى از وى به دست نيامد . ناگزير تا آگاهيهاى تازهاى دربارهء وى به دست آيد ، بايد بدين اندازه كه از كتاب وى برمىآيد
هامش
( 1 ) - سورهء 12 ( يوسف ) ، آيهء 3
( 2 ) - رك متن : ص 1 و 2