اوصاف خانهء رعايت بود . ملك تعالى نوح را بناى « 1 » آن فرمود « 2 » . قوله « 3 » : « و صنع الفلك باعيننا . »
خانهء چهارم : خانهء كرامت است . و آن زن فرعون را بود . قالت : « رب ابن لى عندك بيتا فى الجنة . » و آن خانه آن بود كى چون ايسيه « 4 » معجزات موسى « 5 » بديد ، دل از فرعون ببريد [ 69 ب ] و به باطن به حق بگرويد . سى سال ايمان خود پنهان « 6 » داشت ، « 7 » عشق هرگز پنهان نماند و مستى پنهان نتوان داشت .
شعر
ثلاثة ما بها خفاء * المسك و العشق و المدام
فرعون را در باب « 8 » او تهمتى پديد آمد ، گفت : يا ايسيه « 9 » مىپندارم كى دل از مهر ما « 10 » بيزار كردى « 11 » و از « 12 » دعوى خدايى من انكار كردى « 13 » ؟ گفت : اى مرد اين طريق نه تخمين است « 14 » ، بلك حقيقت و يقين است ، و اين دلم در سوز عشق خداوند آسمان و زمين است . فرعون گفت : بازگرد . گفت : نگردم . گفت : عقوبتت كنم و بكشم . گفت : هر چه كنى با تن كنى با دل چه كنى ؟ « 15 »
فرعون « 16 » دانست كى او از آن باز نيايد ، بفرمود تا او را به چهار « 17 » ميخ بكشيدند « 18 » ، و اول كسى كى چهار ميخ فرمود ، فرعون لعين « 19 » بود « 20 » . و هر كسى كى آن معاملت كند ، فردا خود را در عقوبت با فرعون مشاركت كند . پس بفرمود تا « 21 » سنگى
هامش
( 1 ) - به بنا كردن
( 2 ) - بفرمود
( 3 ) - + تعالى
( 4 ) - آسيه
( 5 ) - ندارد
( 6 ) - نگاه
( 7 ) - + بازانكه
( 8 ) - ندارد
( 9 ) - آسيه
( 10 ) - من
( 11 ) - كردهاى
( 12 ) - اين
( 13 ) - كردهاى
( 14 ) - اين ظن تو نه ظن و تخمين است
( 15 ) - + بيت :من حاصل غم ز دست آسان ندهم * دل بر نكنم ز دوست تا جان ندهماز دوست به يادگار دردى دارم * كان درد به صد هزار درمان ندهم( 16 ) - + لعين
( 17 ) - چهار
( 18 ) - كردند
( 19 ) - ندارد
( 20 ) - + لعنه اللّه
( 21 ) - « بفرمود تا » ندارد