رنجه داشتن 42
روا ( پاى روا ) 64 ، 194
روانى ( شيوايى ) 248
روحآميز 201
روحانگيز 201
روز بزرگ ( قيامت ) 422
روز ( - ) تاريك شدن 94
روزگار ( - ) بسر آمدن 21
روزگار ( كسى ) بر وى شوريدن 312
روزگار گذاشتن 266
روزىخواره 444
روش ( گرديدن ، چرخ زدن ) 106 ، 250
روش ( رفتار ، رفتن ) 180 ، 236
روضهء بنفسجى ( آسمان ) 505
رونده 202 ، 227
روى 55 / نه با تو روى ، نه بىتو روى
روى آوردن 19
روى ( - ) بماندن 70
روى ( - ) سياه كردن 31
روى ستره 132
روى سياه كردن ( كسى را ) 71
ره بر ( - ) زدن 31
رياضتيش 564 ، تلفظى است كه به جاى كسره ، « ي » استعمال شده است . ر . ك : مقدمهء مصحح
رئيس الكواكب ( آفتاب ) 31 ، 247
رويين 454
ز
زاريدن 555
زاويهء اندهان 19 ، 31 ، 62
زبان ( - ) را فرا كردن 444
رحمت كردن ( ازدحام كردن ) 24
زرينه 316
زفان ( زبان ) 3 ، 18 ، 47
زفان دراز كردن 393 ، 434
زفان گوينده 2
زفانهء آتش 48
زفانه زدن گرفتن 22
زفانى شكسته بسته 281
زمان زمان 486
زمين بوس كردن 150
زمينيان 522
زنّار ( - ) بربستن 105
زنّار بريدن 269
زور ( زبر ) 631
زورق ازرق 244
زه 80
زهرآميغ 184 ، 249 ، 464 ، 479
زهر ( - ) چشيدن 5
زهر گياه 211
زهره آب گرديدن 607
زهره آب گشتن 599
زهره ( - ) آب شدن 127
زهره ( - ) آب گرديدن 289
زهره داشتن 172 ، 575
زهرهء ( - ) داشتن 218
زيرك دل 379
زير و زبر شدن 398
زير و زبر كردن 69 ، 366
زير و زبر گشتن 168
زير و زبرى 221