تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 797

مساهمون:

ص٧٩٧
باز ماندن 310 باز نگريستن 27 بازو ( با او ) 390 بازى كردن 320 باگشته ( بازگشته ) 364 بالايگاه ( ديده ، تپه ، بلندجاى ) 14 بالايى ( سر بلندى ) 129 با نام ( مشهور ) 14 - بىنام بانگ ( - ) زدن 351 بانگ نماز ( اذان ) 30 بايست 100 ، 156 بايستن 150 ، 207 بباد بردادن 134 بباد بردادن ( - ) را 32 بباليدن 30 ببر آمدن 21 به برماسيدن ( بسودن ، لمس كردن ) 191 ببزانيدن ( بوزانيدن ) 89 ببزيدن ( به وزيدن ) 5 به ( - ) بجنبيدن 69 به ( - ) بگرفتن 32 به ( - ) حاجت برداشتن 43 به بودن 31 به بيل ( - ) گل بودن 133 ، نظير تعبير مذكور است در مرزبان‌نامه ( به تصحيح قزوينى ، ص 22 ) : شاه را پاى دل به گلى فروشد كه به بيل دهقان نبود . يعنى دهقان نمىتوانست پاى او را از گل برآورد . به پاى كردن ( - ) 384 بپر ( پرنده ) 298 بپرداخته ( آماده ) 7 بپرورانيدن 11 به تاختن 95 به تاختن ( - ) را 186 بتر ( بت « بد » + تر ) 75 ، 231 ، 281 به تيزى چشم در ( - ) نگريستن 220 بتكده 306 به جملگى 168 بحديث هيچ‌چيز فرا ندهند 197 بخور 295 به داشتن 418 بداندى 451 بددل 178 ، 276 بددلى 188 ، 274 بدر آمدن ( - ) 282 بدرقه دادن 616 بدرقگى 616 بدست فرو گرفتن ( - ) 246 بدل كردن 481 بدلگامى 236 بدمستى كردن 249 بدندان خاييدن ( - ) 68 بر ( نزديك ) 127 ، 328 ، 375 بر ( تن ، جسم ) 276 برآراسته 175 برآساييدن 96 برآمدن ( نمو كردن ) 11 ، 358 برآمدن ( - ) 282 برآمدن از ( - ) 30 برآميختن 134 برآميزيدن 394 برآوردن 301 ، 535