اندازنده 535
انديشه داشتن 424
انگشت بر ( - ) نهادن 56
انگله 164
اوام 394 ، 606
اوام خواستن 605
اوام دار 491
اوكندن ( افكندن ) 236 ، 589
اهل 81 ، 277 - نااهل
اهليّت 127
اينت 21 ، 141 ، 386
اين چه 402
اين و آن 22 ، ضمير مبهم در حال تحقير : چرا خود را به ناارزانيان مبتذل مىگردانيد و به درگاه اين و آن مىرويد .
اى حبّذا 400
ب
با ( به ) 81
بابزن 292
با ( - ) برآويختن 30
با ( - ) ساختن 8
با خود سوختن 129
باد به دست بودن 56
باد پاى 499
باد ( - ) به جستن 5
باد كردن ( باد زدن ) 135
بار 328
به ارادت ( - ) به گفتن 491 ، در نسخهها بين گ و ك در گفتن نشانهاى ديده نمىشود .
بار ( - ) كشيدن 48 ، 103
باركش 62
باركشى 62
بارگاه 13 ، 35 ، 479
بارگى ( اسب ) 63
بارگير ( اسب ) 105 ، 125 ، 247
بارنامه 184 ، 605
باره 51 ، 52
بار يافتن 187
باز ( به سوى ) 342 ، 494 ، 589
بازار برساختن 61
بازارچه 411
بازار ( - ) را شكستن 308
بازارگان 630
بازارگانى 243
باز استاندن 442 ، 445
باز آنكه 62
باز بردن 389
باز بستن 77
بازپستر 261 ، 563
بازپسماندگان 309 ، 310
باز خواست كردن 74
باز دادن 312
باز داشتن 375
باز رفتن 31
باز ستندن 130 ، گونهاى از ستاندن است كه در عرف و گفتار هرويان رواج دارد - مقدمهء مصحح
باز كردن ( جدا كردن ) 173 ، 174
باز كشيدن 54
باز گرفتن 69
بازماندگى 293