74 .
- الصّبور
بردبارى كه شتاب 1 نكند به عقاب . و يمهل و لا يهمل . مهلت دهد امّا مهمل فرونگذارد .
معنى صبر در لغت حبس است ، فالرب سبحانه و تعالى اذا وصف بانه صبور فمعناه انه يحبس العقوبة عن مستحقها به طول امهاله اياهم . و چون بندهء موحّد اعتقاد كرد كه حق - جلّ جلاله - صبور است موافقت شرط محبّت است بايد كه صبر را معتصم و متمسّك خود سازد چندان صبر كند كه صبر را با او صبر نماند آنگه او صبر را صبر فرمايد . /
a
213 /
شعر
صابر الصّبر فاستغاث به الصّبر * فقال المحبّ للصّبر صبرا
خود حقيقت صبر چيست ؟ بزرگان چنين گفتهاند كه الصّبر تجرّع البلوى من غير دعوى . صبر زهر بلا چشيدن است آنگه از دعوى دم در كشيدن است . الصّبر اسرار المحنة و اظهار المنّة . صبر نهان كردن محنت است و آشكارا كردن نعمت است .
بيت
اى بسا حقّه در آن جان غيورانت كه هست 2 * نعرههاى سر به مُهر از دردِ بىفريادِ تو
حسن را بنيادى افكندى چنان محكم كه نيست * جز وَ يَبْقَى وَجْه ربّك نقش بر بنياد تو