آواز خوش مىداديم آن طاووسان با زينت را مىديديم ، آن روز كه امّت محمّد را مدح و ثنا مىگفتيم آن دراز عمران با طاعت را مىديديم ، آن روز كه اين مشت خاك را ثنا گفتيم ملايكهء صفزده را در راه خدمت مىديديم .
بيت
زان پيش كه تو خواستى منَت خواستهام * عالم ز براى تو بياراستهام
در شهر مرا هزار عاشق بيشاند 22 * تو شاد بزِى كه من ترا خواستهام 23
موسى چشم برافكند از همه بنى اسرائيل هارون را اختيار كرد كه و اشركه فى امرى .
هارون را شريك من گردان در نبوّت . موسى در همه بنى اسرائيل بنگريد هارون را گزيد ، من از عرش تا ثرى بنگرستم ترا گزيدم . موسى هارون را شركت داد در نبوّت ، من ترا شركت دادم در كلمهء شهادت ،
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ .
اى مؤمن خود را من خداى مىگويم تو نيز مرا خداى مىگوى .
أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ .
هر كرا دوست عزيزتر بود چون فرزندكى آيدش او را گويند : اين فرزند را چه نام نهيم ؟ گويد : تا آن دوست ما بيايد تا او چه گويد ، نام آن است كه او نهد . موجودات را در وجود آورد از مناط ثريّا تا منقطع ثرى ؛ بار خدايا اين مخلوقات را چه نام است ؟ جواب آمد : ما را دوستى است در كتم عدم ، باشيد تا آن دوست را در حيّز وجود آريم و اين همه موجودات را بر دوست عرضه كنيم تا او چه نام نهد . يا آدم هر چه تو نام نهادى ما نهاديم . پاكا خداوندا كه از مشتى خاك شخصى چنين بيافريند و او را از همه موجودات برگزيند ، آنگه در ضيافت اضافت اينچنين خطاب آرد كه : خلقت بيدىّ . هر كه به يد نعمت يا يد قدرت تأويل كرد خاصيّت باطل كرد و ابليس را در ناآوردن سجده معذور كرد ، و هر كه انگشت و كف گفت تشبيه كرد و خداى را اجزاء و ابعاض گفت ، و هر كه به يد ايمان آورد نه تأويل كرد و نه تشبيه ، هم از انكار و هم از كفر برست ، و علم سنّت بربست و خاصيّت آدم ثابت كرد و حجّت بر غير لازم گردانيد و قول خداى و رسول بپذيرفت و ائمّهء سلف را متابعت كرد ، فاىّ الفريقين احقّ بالامن 24 .
اختلاف نسخهها
شرح
( 1 ) . آ : مشتاقان آرم + عاشقان آرم
( 2 ) . مر : پنداشت توبت و انابت است
( 3 ) . آ : و عظمة الايمان
( 4 ) . آ : دولت بارى
( 5 ) . آ : با كس حديث بندگى نكردم
( 6 ) . آ : برساختند . . . انداختند
( 7 ) . آ . چاه تنگ تاريك
( 8 ) . آ : « با