61 .
- البرّ
برّ و بارّ هر دو به يك معنى است ، و پارسى اين كلمه آن است كه نيكوكار است با بندگان خود .
اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ
؛ هداهم حتى عرفوه ، و وفقهم حتى عبدوه ، و لقنهم حتى سألوه ، و نور قلوبهم حتى احبوه . بنواخت تا بشناختند ، و توفيق داد تا پرسيدند ، و تلقين كرد تا عمر خطّاب تيغ قهر آهخته 1 ، و خصومت را ساخته ، و دل بكلّى از صلح بپرداخته مىآمد تا سر محمّد بردارد ، ليكن هرگز حساب خانه با حساب بازار راست نيايد . گفتند : كار نه به تدبير انسانى و نه بدين آسانى است . ما حكم چنان راندهايم كه گور اسلام به رايات اقبال تو معمور بود ، و لشكر محمّد رسول اللّه به راى بىرياى تو منصور بود 2 و حدقهء ايمان به ركوع و سجود تو با نور بود .
و از احسان حق است - جلّ جلاله - با بندگان ، كه طاعات موقّت كرد 3 و مثوبات مؤبّد .
عطاء غير مجذوذ ، و من احسانه انّه قبل طاعة مشوبة و وعد مثوبة غير مشوبة . طاعتى آميخته قبول كرد و ثوابى بىشوب و كدر وعده داد ، و من احسانه ان عمّ بالدّعوة الى التّوبة المطيع و العاصى كيلا يفتضح العاصى . قال سبحانه :
وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً
. و من احسانه ان انعم على قدره و كلف الشكر على قدر عبده .
و از احسان حق است كه نعمت بر قدر خود داد و از تو شكر به قدر تو درخواست . و